شهید محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) و مسئول دفتر این خبرگزاری در مزار شریف افغانستان بود که در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷، همزمان با سقوط مزار شریف به دست طالبان، در کنسولگری ایران در این شهر کشته شد. او هنگام مرگ ۳۰ سال داشت و تنها فرزندش، سینا، حدود چهار ساله بود.
نام شهید محمود صارمی پس از این حادثه با روز خبرنگار در ایران گره خورد؛ بهطوری که ۱۷ مرداد در نخستین سالگرد شهادت او به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری شد. اما زندگی صارمی فقط به حادثه مزار شریف خلاصه نمیشود؛ او پیش از اعزام به افغانستان، مسیر تحصیلی و حرفهای مشخصی را طی کرده بود و حدود هفت سال در ایرنا سابقه فعالیت داشت.
شهید محمود صارمی که بود؟
شهید محمود صارمی در سال ۱۳۴۷ در روستای چهاربره از توابع شهرستان بروجرد در استان لرستان به دنیا آمد. او در خانوادهای پرجمعیت بزرگ شد و دوران ابتدایی را در زادگاهش گذراند. برای ادامه تحصیل به بروجرد رفت و پس از پایان دبیرستان، در رشته جغرافیا در دانشگاه تهران پذیرفته شد.
او در سال ۱۳۶۴ وارد دانشگاه تهران شد. چند ترم از تحصیلش گذشته بود که از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه راهی جبهههای جنگ ایران و عراق شد و حدود ۱۷ ماه در جبهه حضور داشت. پس از بازگشت، تحصیل خود را ادامه داد.
صارمی در کنار تحصیل، به ورزش نیز علاقه داشت و در رشته کاراته فعالیت میکرد. بعدها تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد جغرافیا ادامه داد و همزمان وارد مسیر حرفهای روزنامهنگاری شد.
ورود شهید محمود صارمی به ایرنا
محمود صارمی در سال ۱۳۷۰ همکاری خود را با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. او به تدریج در حوزه خبر تجربه بیشتری به دست آورد و در بخشهای مختلف خبری فعالیت کرد.
در سال ۱۳۷۱ ازدواج کرد و چند سال بعد، در شرایطی که فعالیت حرفهای او در ایرنا ادامه داشت، برای مأموریتی مهم به افغانستان رفت.
در سال ۱۳۷۵ به عنوان مسئول دفتر ایرنا در مزار شریف انتخاب شد. افغانستان در آن زمان درگیر جنگ داخلی بود و طالبان به سرعت در حال گسترش قلمرو خود بود. صارمی در چنین شرایطی مسئولیت پوشش خبری تحولات افغانستان را بر عهده داشت.

همسر و فرزند شهید محمود صارمی
شهید محمود صارمی در سال ۱۳۷۱ با خدیجه روزبهانی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام سینا صارمی بود که در سال ۱۳۷۲ به دنیا آمد.
زمانی که محمود برای مأموریت به افغانستان رفت، سینا هنوز کودک بود. هنگام حادثه مزار شریف نیز حدود چهار سال داشت و عملاً بخش عمده زندگی خود را بدون حضور پدر سپری کرد.
خدیجه روزبهانی بعدها در گفتوگوهای مختلف درباره همسرش صحبت کرد و او را فردی ساده، مسئولیتپذیر و صادق توصیف کرد. او همچنین در سالهای بعد از شهادت صارمی همچنان با جامعه رسانهای ارتباط داشت و در برنامهها و مراسمهای مرتبط با روز خبرنگار حضور پیدا کرد.
شهید محمود صارمی چرا به افغانستان رفت؟
مأموریت صارمی در افغانستان یک مأموریت خبری معمولی نبود. او در دورهای مسئول دفتر ایرنا در مزار شریف شد که افغانستان یکی از بیثباتترین دورههای سیاسی و نظامی خود را تجربه میکرد.
صارمی وظیفه داشت اخبار و تحولات افغانستان را برای ایران مخابره کند. پیشروی طالبان و سقوط شهرهای مختلف، بخش مهمی از موضوعات خبری او بود.
در روزهای منتهی به سقوط مزار شریف، شرایط امنیتی شهر بهشدت وخیم شده بود. حتی برخی مسئولان ایرانی از کارکنان کنسولگری خواسته بودند مزار شریف را ترک کنند و به منطقه امنتری در نزدیکی مرز ازبکستان بروند، اما کارکنان کنسولگری تصمیم گرفتند در محل بمانند.
در همین روزها، خطر حمله طالبان به کنسولگری به تهران گزارش شده بود. با این حال، تا زمان حمله، کارکنان ایرانی همچنان در کنسولگری حضور داشتند.
ماجرای سقوط مزار شریف چه بود؟
در مرداد ۱۳۷۷، نیروهای طالبان در شمال افغانستان پیشروی کردند و سرانجام مزار شریف را به تصرف خود درآوردند.
در جریان سقوط شهر، نیروهای مسلح وابسته به طالبان به کنسولگری ایران حمله کردند. آنها پس از ورود به ساختمان، کارکنان کنسولگری و محمود صارمی را بازداشت کردند.
یکی از بازماندگان حادثه، اللهمدد شاهسون، سالها بعد جزئیات آن روز را روایت کرد. به گفته او، افراد مسلح با ظاهری شبیه نیروهای طالبان وارد ساختمان شدند، درباره سلاحها و نیروهای حاضر سؤال کردند و پس از بازرسی، کارکنان را در اتاقی در طبقه همکف جمع کردند.
در ادامه، افراد مسلح همه افراد حاضر را به یک محل منتقل کردند و به آنها دستور دادند کنار دیوار بایستند. شاهد حادثه گفته است که در آن لحظات، مهاجمان سلاحهای خود را به سمت آنها گرفتند.
شهید محمود صارمی چگونه به شهادت رسید؟
براساس روایتهای منتشرشده از حادثه، نیروهای طالبان پس از ورود به کنسولگری، محمود صارمی و کارکنان کنسولگری را بازداشت کردند و به زیرزمین ساختمان بردند.
در آنجا، آنها به سمت دیوار قرار داده شدند و سپس به وسیله نیروهای مسلح تیرباران شدند. گزارشهای بعدی نیز از انتقال اجساد به محلی خارج از کنسولگری خبر دادند.
روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی که جزئیات بیشتری از حادثه منتشر کرد، نوشت که افراد بازداشتشده پس از انتقال به زیرزمین، تیرباران شدند و اجساد آنها بعداً به محلی خارج از کنسولگری منتقل شد. هدف از انتقال اجساد، به روایت همان گزارش، میتوانست ایجاد این ادعا باشد که قربانیان خارج از کنسولگری کشته شدهاند.
در برخی روایتها آمده است که اجساد قربانیان برای مدتی در اطراف کنسولگری باقی ماند و سپس در یک گور جمعی دفن شد. گزارشهای منتشرشده درباره محل این گور، از مدرسه دخترانه سلطان رازی و نیز خرابههای پشت کنسولگری نام بردهاند. پس از مشخص شدن سرنوشت آنها، پیکرها به ایران منتقل شد.
در مجموع، محمود صارمی به همراه هشت نفر از کارکنان کنسولگری ایران در مزار شریف کشته شد. در برخی گزارشهای تاریخی تعداد قربانیان ایرانی این حادثه بیشتر ذکر شده، زیرا نحوه شمارش دیپلماتها و کارکنان در روایتهای مختلف متفاوت است؛ اما روایت رایج و رسمی در ایران، محمود صارمی و هشت نفر از کارکنان کنسولگری را قربانیان اصلی این حمله معرفی میکند.
آخرین گزارش شهید محمود صارمی چه بود؟
محمود صارمی در آخرین لحظات حضورش در کنسولگری، همچنان مشغول انجام وظیفه خبری بود.
او با ایرنا تماس گرفت و تلاش کرد آخرین وضعیت مزار شریف را به همکارانش در تهران اطلاع دهد.
بخشی از آخرین پیام او چنین بود:
«اینجا محل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف است. من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم. گروه طالبان از چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدهاند…»
او سپس سقوط شهر را اعلام کرد و گفت افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده میشوند و از همکارانش پرسید چه وظیفهای باید انجام دهد. ارتباط تلفنی در همین لحظات قطع شد.
در روایت دیگری که بعدها از آخرین تماس او منتشر شد، آمده است که صارمی لحظاتی پیش از قطع ارتباط گفته بود طالبان با زور وارد کنسولگری شدهاند و صدای آنها از حیاط شنیده میشود و او باید تماس را قطع کند.
این تماس، آخرین ارتباط شناختهشده محمود صارمی با همکارانش بود. چند دقیقه بعد، سرنوشت او و دیگر افراد حاضر در کنسولگری رقم خورد.
آخرین جمله شهید محمود صارمی چه بود؟
آخرین جمله معروف او در روایت منتشرشده از تماس با ایرنا، ناتمام ماند:
«…به من بگویید که چه وظیفهای…»
ارتباط در همین لحظه قطع شد.
به همین دلیل، عبارت «به من بگویید چه وظیفهای» به یکی از شناختهشدهترین بخشهای روایت زندگی محمود صارمی تبدیل شده است؛ خبرنگاری که حتی در لحظاتی که نیروهای مسلح وارد محل کارش شده بودند، همچنان در تلاش بود وظیفه خبری خود را انجام دهد.
پیکر شهید محمود صارمی چه زمانی پیدا شد؟
پس از حمله به کنسولگری، برای مدتی سرنوشت محمود صارمی و دیگر کارکنان ایرانی مشخص نبود. طالبان نیز برای مدتی مسئولیت این حادثه را بهصورت رسمی نپذیرفت.
بعد از گذشت بیش از یک ماه، پیکر قربانیان در محل دفنشده پیدا و برای انتقال به ایران آماده شد. گزارشها تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۷۷ را برای انتقال پیکرها به ایران ذکر کردهاند.
پیکر محمود صارمی در ادامه در ایران تشییع و در بروجرد به خاک سپرده شد.
۱۷ مرداد چرا روز خبرنگار نامگذاری شد؟
شهادت محمود صارمی در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ باعث شد این تاریخ در حافظه رسانهای ایران ماندگار شود.
شورای فرهنگ عمومی در نخستین سالگرد حادثه، ۱۷ مرداد را به عنوان روز خبرنگار نامگذاری کرد. از آن زمان، هر سال این روز با نام محمود صارمی و دیگر خبرنگاران و روزنامهنگاران کشتهشده در جریان فعالیت حرفهای گرامی داشته میشود.
به همین دلیل وقتی درباره «روز خبرنگار» در ایران صحبت میشود، نام محمود صارمی یکی از نخستین نامهایی است که مطرح میشود.

خانواده شهید محمود صارمی اکنون کجا هستند؟
یکی از بخشهای مهم زندگی محمود صارمی، سرنوشت خانواده او پس از شهادتش است.
خدیجه روزبهانی، همسر او، سالها بعد از این حادثه همچنان در ارتباط با جامعه رسانهای بوده است. او در مراسمها و نشستهای مختلف درباره زندگی همسرش، حرفه خبرنگاری و وضعیت خانواده شهدای مزار شریف صحبت کرده است.
در سال ۱۴۰۳ مدیران ایرنا، موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران و دانشکده خبر با خانواده صارمی دیدار کردند. در این دیدار از خدیجه روزبهانی تقدیر شد و او خاطراتی از زندگی و ویژگیهای اخلاقی همسرش بیان کرد.

در مهر ۱۴۰۳ نیز خدیجه روزبهانی در یک اجلاسیه بینالمللی شهدای رسانه در شیراز حضور داشت و درباره حرفه خبرنگاری سخن گفت.
اما جدیدترین اظهارنظرهای قابل استناد درباره خانواده صارمی مربوط به سال ۱۴۰۴ است. خدیجه روزبهانی در واکنش به حذف تصویر شهدای مزار شریف از یک دیوارنگاره در تهران، نسبت به این اتفاق اعتراض کرد و گفت خانوادهها هنوز درباره برخی مسائل مربوط به حادثه و غرامت شهادت پیگیر هستند. او تأکید کرد که پس از گذشت ۲۷ سال، همچنان درباره برخی مطالبات خانواده شهدای مزار شریف پاسخ روشنی دریافت نشده است.
بنابراین، برخلاف بسیاری از زندگینامههای قدیمی که داستان خانواده صارمی را بلافاصله پس از شهادت او متوقف میکنند، زندگی خانواده او در سالهای بعد نیز ادامه داشته و همسرش همچنان درباره یاد و میراث محمود صارمی و حادثه مزار شریف صحبت کرده است.

پسر شهید محمود صارمی چه شد؟
سینا صارمی تنها فرزند محمود صارمی است.
او هنگام شهادت پدرش حدود چهار سال داشت و بعدها در گفتوگویی درباره زندگی خود گفته بود که نبودن پدر را در تمام سالهای کودکی و نوجوانی احساس کرده است.
سینا در جوانی در رشته داروسازی تحصیل کرد و برخلاف پدرش علاقهای به ورود به حرفه خبرنگاری نداشت. در گفتوگویی که سالها پیش از او منتشر شد، صراحتاً گفت که قصد ندارد خبرنگار شود.
نام سینا صارمی در سالهای اخیر نیز همچنان در برنامهها و دیدارهای مربوط به پدرش دیده میشود. در گزارشهای منتشرشده در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیز از او به عنوان فرزند محمود صارمی یاد شده است.
پدر و مادر شهید محمود صارمی چه شدند؟
پدر محمود صارمی، محمدرضا صارمی، سالها پس از شهادت فرزندش زنده بود و در سال ۱۳۹۳ درگذشت.
مادر او، والیه معظمی گودرزی، نیز در فروردین ۱۴۰۰ درگذشت. ایرنا در آن زمان خبر درگذشت مادر محمود صارمی را منتشر کرد.

فرازی از وصیتنامه شهید محمود صارمی
بسمه تعالی
ای برادران و خواهران جهادگر خطاهای من گنه کار روسیاه را که باعث رنجش شما شده ببخشید تا خدای بزرگ از من راضی شود. ای خدا مرا که در اثر غرور و خودپرستی گناه میکنم ببخش زیرا این بدن ضعیف من توانایی تحمل آتش جهنم را ندارد و خدایا مرا جزء توبه کاران واقعی قرار بده.
سرانجام شهید محمودصارمی این جوان تربیت شده در مکتب اباعبدا..الحسین در سن ۳۰سالگی با نوشیدن شربت شهادت در کنار همرزمان شهیدش در زادگاهش شهر بروجرد در خاک ارمیدو به ارزوی خود که شهادت بود دست یافت و برای جامعه مطبوعاتی و رسانه ای کشور افتخار به ارمغان آورد.
در مرداد ۷۷ زمانی که جنگهای داخلی افغانستان در این سرزمین آشوب زده به اوج خود رسیده بود و سانسور خبری بر همه رسانه ها حاکم بود و از سوی شیطان بزرگ و سردمداران آن اجازه داده نمی شد تا جنایات طالبان آنروز و داعش امروز به جهان مخابره شود خبرنگار ایرانی محمود صارمی به تنهایی در مقابل آنها ایستاد و با بیان رخدادها و جنایتهای وحشیانه و ددمنشانه طالبان در افغانستان از جمله زنده به گور کردن زنان و دختران و ریختن خون شیعیان و صدهها جنایت دیگر با اطلاع رسانی خود از تریبون ایرنا پرده از جنایات طالبان برداشت و با نثار خون خود سرانجام برگ زرینی از مقاومت و جوانمردی در تاریخ رسانه ای ایران رقم زد و در سختترین لحظهها ماند و با مردانگیاش درس مقاومت و بزرگمردی را معنا کرد.









