سریال «آقای قاضی» یکی از مجموعههای تلویزیونی پرمخاطب سالهای اخیر ایران است که با تمرکز بر درام دادگاهی، به سرعت جای خود را در میان بینندگان باز کرد. این سریال با نمایش پروندههای قضایی و چالشهای پیش روی یک قاضی، تلاش دارد تا هم جنبه سرگرمی داشته باشد و هم به ارتقای دانش حقوقی جامعه کمک کند. اما پرسش اساسی که برای بسیاری از مخاطبان و منتقدان مطرح میشود این است که «آقای قاضی» تا چه اندازه به واقعیت دادگاهها و نظام قضایی ایران نزدیک است؟
معرفی سریال «آقای قاضی» و فصلهای آن
«آقای قاضی» یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی سجاد مهرگان است که تولید آن از سال ۱۴۰۱ آغاز شده و داستان قضاوتهای یک قاضی با بازی بهزاد خلج را در دادگاه روایت میکند. فصل اول این سریال در ژانر درام دادگاهی، به تهیهکنندگی احمد شفیعی در ۴۲ قسمت تولید و از شبکه دو سیما پخش شد. این فصل با استقبال مخاطبان مواجه گشت و راه را برای تولید فصلهای بعدی هموار ساخت.
فصل دوم «آقای قاضی» به تهیهکنندگی سید حسامالدین حسینی، از پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ روی آنتن رفت و در تاریخ دوم آذر ۱۴۰۳ پس از پخش ۴۹ قسمت به پایان رسید. سرپرستی گروه نویسندگان این فصل بر عهده حسین برکتی بود و امیرحسین جواهری و رؤیا نژادشجاعی نیز در تیم نویسندگان حضور داشتند. موفقیت این دو فصل، ساخت فصل سوم این مجموعه را نیز قطعی کرده است.
ساختار کلی سریال به این صورت است که در هر قسمت، دو ماجرای کاملاً مجزا در دادگاه بررسی میشود. در هر اپیزود، طرفین دعوا، اعم از شاکی و متشاکی (در شکایات کیفری) یا خواهان و خوانده (در شکایات حقوقی)، وارد دادگاه شده و پس از بیان اظهارات خود، قاضی حکم نهایی را صادر میکند. موضوعات پروندهها طیف وسیعی از مسائل روزمره و چالشهای اجتماعی مانند سرقت، ضرب و شتم، خیانت در امانت، و آزارهای کلامی را در بر میگیرد. نکته قابل توجه در مورد بازیگران سریال این است که به جز بهزاد خلج در نقش قاضی، سایر بازیگران که تعداد آنها به بیش از سیصد نفر میرسد، عموماً از بازیگران تئاتر هستند که برای اولین بار حضور در قاب تلویزیون را تجربه میکنند. همچنین، فصل اول سریال دارای گوینده متن و روایتگر (تورج مهرزادیان) بود، اما این ویژگی در فصل دوم حذف شد.
از دیگر بازیگران این مجموعه می توان به مسعود بهرامی (عارف آسترکی) و جعفر جمشیدی (جعفر: منشی دادگاه) نام برد.
آیا مجموعه آقای قاضی واقعی است؟
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای سریال «آقای قاضی»، میزان انطباق آن با واقعیتهای موجود در سیستم قضایی است. سازندگان و دستاندرکاران سریال، به ویژه تیم نویسندگان، تاکید دارند که ایدههای اصلی داستانها از منابع متنوعی الهام گرفته شدهاند.
منابع الهامبخش داستانها
حسین برکتی، جانشین سرپرست نویسندگان فصل دوم، توضیح میدهد که ایدههای اولیه از سه منبع اصلی نشأت گرفتهاند:
- تجربیات و خاطرات مردم: بسیاری از سوژهها از دل خاطرات و تجربیات واقعی مردم که به تیم نویسندگان منتقل شده، بیرون آمده و سپس با افزودن چاشنی درام و عناصر سینمایی، به فیلمنامه تبدیل شدهاند.
- تجربیات قضات و پروندههای واقعی: خاطرات و تجربیات قضات در رسیدگی به پروندههای گوناگون، منبع الهام دیگری برای نویسندگان بوده است. در این مسیر، از مشاوره خود قضات نیز در زمینههای حقوقی بهره گرفته شده است. پروندههای کثیرالشاکی به دلیل پتانسیل آموزشی برای عموم و کمک به پیشگیری از ارجاع موارد مشابه به دادگاه، اهمیت ویژهای داشتهاند.
- فضای مجازی و مسائل روز جامعه: مسائل اجتماعی و مشکلات روزمره که در فضای مجازی بازتاب گستردهای دارند، مانند بحران آب یا مسائل مربوط به مهاجران، نیز به عنوان سوژه در سریال مورد استفاده قرار گرفتهاند.
برکتی تاکید میکند که در فصل دوم، تمرکز بیشتری بر معضلات اجتماعی و دغدغههای واقعی مردم صورت گرفته است. به گفته او، سریال تلاش دارد در سه حوزه به مردم کمک کند: آموزش نحوه مواجهه با مشکلات قانونی، آگاهیبخشی درباره سیستم قضایی، و کمک به رفع مشکلات اجتماعی از طریق نمایش راهحلها و طرح درخواستها از قوه قضائیه.
نکته: بهزاد خلج بازیگر نقش آقای قاضی در واقعیت قاضی نیست. او بازیگر بسیار توانمندی است که توانساع برای بازی در مجنون (۱۴۰۲) برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شود.
نگاه مسئولین و سازندگان
با وجود تلاش برای بازتاب واقعیات، جانشین سرپرست نویسندگان فصل دوم اذعان میکند که دادگاههای به تصویر کشیده شده در «آقای قاضی»، یک تصویر «ایدهآلی» از قوه قضائیه هستند که شاید در عالم واقعیت به طور کامل وجود نداشته باشد. او هدف از این نوع نمایش را، ایجاد انگیزهای برای مردم و مسئولان جهت دستیابی به این ایدهآلها عنوان میکند. برکتی معتقد است: «امروز مردم ما با همه نگاهها و محاسنِ آن، قوه قضاییهای را میخواهند که در سریال «آقای قاضی» به نمایش درآمده است.» این دیدگاه نشان میدهد که سازندگان، ضمن آگاهی از فاصله میان تصویر ارائهشده و واقعیت موجود، به دنبال ترسیم یک افق مطلوب و تاثیرگذاری بر روند بهبود سیستم قضایی هستند.
انتقادات وارده: فاصله با واقعیتهای دادرسی
در مقابل نگاه آرمانگرایانه سازندگان، برخی از حقوقدانان و وکلا انتقاداتی را نسبت به سریال مطرح کردهاند. محمدهادی جعفرپور، وکیل دادگستری، یکی از منتقدان جدی سریال است. او معتقد است که سریال در موارد متعددی از عدم شناخت دقیق نسبت به صلاحیت محاکم، شیوه دادرسی و حتی نحوه گفتگوی اصحاب پرونده با قاضی رنج میبرد. به نظر جعفرپور، برخی قسمتهای سریال بیشتر به «فانتزی در قالب طنز» شبیه هستند تا نمایشی واقعگرایانه از چالشهای حقوقی-قضایی شهروندان.
این وکیل دادگستری در نقد خود به قسمت ۴۱ سریال (احتمالاً فصل اول یا دوم، متن دقیقا مشخص نمیکند) اشاره میکند که در آن دعوایی مربوط به آلودگی هوا علیه یک نیروگاه مطرح میشود. او ایراداتی نظیر نحوه کنترل جلسه دادرسی توسط قاضی، اظهارات قاضی در مورد تعلیق مدیر از مسئولیت به عنوان یکی از آثار قرار نظارت (که به گفته وی با بند پ ماده ۲۴۷ قانون آیین دادرسی کیفری مغایرت دارد)، عدم پرداختن به شرایط کفیل شدن و آثار حقوقی آن، و ایفای نقش مدعیالعموم توسط قاضی را برمیشمارد. جعفرپور اینگونه نتیجهگیری میکند که دلیل نقدها، نه صرفاً عدم حضور وکیل در سریال (آنگونه که کارگردان در پاسخ به انتقادات اولیه بیان کرده بود)، بلکه انتقال اطلاعات اشتباه به مخاطب است، حتی اگر مخاطب متوجه این اشتباهات ساختاری نشود و جذب سریال گردد.
سجاد مهرگان، کارگردان سریال، در پاسخ به انتقادات اولیه (پس از فصل اول) بیان کرده بود که پنج حقوقدان به عنوان مشاور با پروژه همکاری داشتهاند و فیلمنامهها توسط افراد متخصص نظارت میشدند. او همچنین دلیل عدم حضور وکلا در سریال را تصمیم برای مواجهه مستقیم مخاطبان با قانون عنوان کرده بود.
دفاعیات و دیدگاههای مثبت
با این حال، همه نگاهها به سریال منتقدانه نیست. سمیرا مقدسی، وکیل دادگستری و مشاور حقوقی، و محسن ابراهیمی، رئیس امور فرهنگی قوه قضائیه، از جمله افرادی هستند که معتقدند «آقای قاضی» توانسته گامهای مثبتی در زمینه آموزش حقوقی بردارد. مقدسی بر این باور است که سریال به خوبی ریشهیابی اتفاقات را انجام داده و بر نقطه ضعف مردم، یعنی عدم اطلاع از مسائل حقوقی، تمرکز کرده و در کنار آن به آموزش میپردازد. او شخصیت «آقای قاضی» را در ارائه راهحل و آموزش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم موفق میداند؛ به عنوان مثال، سوالاتی مانند «چرا قرارداد ننوشتید؟» یا «چرا چک رد و بدل نکردید؟» به صورت غیرمستقیم اهمیت این موضوعات را به بیننده گوشزد میکند. از نظر این وکیل دادگستری، «آقای قاضی» نقطه عطفی در برنامههای آموزشی-حقوقی است، زیرا به صورت غیرمستقیم و در خلال داستان، مفاهیم حقوقی را منتقل میکند که تاثیرگذاری بیشتری نسبت به آموزش مستقیم دارد.
نتیجهگیری
در مجموع، به نظر میرسد سریال «آقای قاضی» تلاش دارد تا با الهام از پروندهها و مسائل واقعی جامعه، به آموزش غیرمستقیم مفاهیم حقوقی و نمایش چالشهای قضایی بپردازد. سازندگان آن، به ویژه نویسندگان، تاکید دارند که منبع الهام آنها تجربیات مردم، قضات و مسائل روز جامعه بوده است. با این حال، آنها اذعان دارند که تصویر ارائهشده از دادگاه و عملکرد قاضی، یک تصویر «ایدهآل» است که هدف آن ایجاد انگیزه برای بهبود و دستیابی به آن سطح از عملکرد در قوه قضائیه است.
از سوی دیگر، انتقاداتی از سوی برخی حقوقدانان در مورد دقت حقوقی و انطباق کامل با رویههای واقعی دادرسی وجود دارد که معتقدند سریال گاهی اطلاعات نادرستی را به مخاطب منتقل میکند. اما در مقابل، عدهای دیگر جنبه آموزشی سریال و تلاش آن برای افزایش آگاهی حقوقی مردم به زبان ساده را مثبت ارزیابی میکنند.
بنابراین، «آقای قاضی» را میتوان مجموعهای دانست که در مرز میان واقعیت و آرمانگرایی حرکت میکند. هدف اصلی آن، نه نمایش مستندگونه و صددرصد منطبق با واقعیت دادگاهها، بلکه استفاده از قالب درام دادگاهی برای طرح مسائل اجتماعی، آموزش نکات حقوقی کاربردی و شاید مهمتر از همه، ارائه تصویری از یک قوه قضائیه مطلوب است که هم مردم و هم مسئولان برای تحقق آن تلاش کنند. با توجه به اعلام ساخت فصل سوم و برنامهریزی برای توجه بیشتر به حضور زنان در قوه قضائیه در این فصل، باید منتظر ماند و دید که این سریال در ادامه مسیر خود چگونه این تعادل را حفظ خواهد کرد.