در فضای سیاسی غبارآلود ایران، کمتر چهرهای را میتوان یافت که به اندازه عبدالرضا داوری، توانسته باشد مرزهای میان وفاداری و نقد، و اصولگرایی و اصلاحطلبی را با چنین سرعتی جابجا کند. داوری که روزگاری از معتمدترین یاران محمود احمدینژاد به شمار میرفت، امروز در قامت یک تکنوکرات حامی دولت پزشکیان ظاهر شده است. بررسی زیست سیاسی او، نه فقط مطالعه زندگی یک فرد، بلکه کالبدشکافی جریانی است که از آن به عنوان چرخشهای استراتژیک در سیاست ایران یاد میشود.
از ریشههای مذهبی تا شبهات علمی
عبدالرضا داوری متولد ۳۱ فروردین ۱۳۵۲ است. اگرچه برخی منابع محل تولد او را تهران ذکر کردهاند، اما ریشههای او به شهر دامغان بازمیگردد. او در خانوادهای مذهبی و متوسط رشد یافت؛ هویتی که با حافظ کل قرآن بودن او گره خورده و همواره سعی کرده است از این ویژگی به عنوان بخشی از شاکله شخصیتی خود در بیوگرافیهای رسمی یاد کند.
مسیر تحصیلی او اما به اندازه مواضع سیاسیاش بحثبرانگیز است. داوری در سال ۱۳۷۰ دیپلم ریاضی خود را از دبیرستان هشترودی تهران گرفت و سپس در رشته مهندسی مکانیک (گرایش تبدیل انرژی) از دانشگاه تهران تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرد. اما نقطه ابهام، مدرک دکترای اقتصاد او با گرایش توسعه صنعتی از دانشگاه کارلینس نیویورک است؛ مدرکی که نه تنها در ایران اعتبار رسمی ندارد، بلکه بارها توسط رسانههای مختلف به عنوان یک مدرک جعلی یا فاقد تاییدیه وزارت علوم زیر سوال رفته است.
تکیه بر صندلیهای قدرت
سوابق اجرایی داوری نشاندهنده حضور او در لایههای مختلف مدیریتی، بهویژه در دوران اوج قدرت جریان احمدینژاد است. او از مدیریت در خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) تا مشاوره در وزارت کشور را در کارنامه دارد. جدول زیر بخشی از ایستگاههای مدیریتی او را نشان میدهد:
| دوره زمانی | سمت اجرایی | جزئیات و نهاد |
|---|---|---|
| ۱۳۸۷-۱۳۸۸ | قائممقام خبرگزاری ایرنا | مدیریت پژوهش و معاونت خبر در خبرگزاری رسمی ایران |
| ۱۳۹۱-۱۳۹۲ | مشاور وزیر کشور | ریاست مرکز مطالعات راهبردی و آموزش وزارت کشور |
| نامشخص | مدیرمسئول روزنامه شهروند | روزنامه رسمی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی |
| نامشخص | رئیس صندوق بازنشستگی مس | مدیریت سرمایههای بازنشستگی صنعت مس کشور |
گردشهای ۱۸۰ درجهای: از مرید تا منتقد
آنچه داوری را به صدر اخبار میکشاند، روابط سینوسی او با چهرههای تراز اول سیاست است. او که زمانی مشاور رسانهای و مدافع سرسخت محمود احمدینژاد بود، پس از جدایی از این جریان، به یکی از جدیترین افشاگران علیه وی تبدیل شد. او با برچسب زدنهایی چون «یلتسین ایران» به احمدینژاد و طرح ادعاهای تند درباره خانواده و اطرافیان او، نشان داد که در دشمنی به اندازه دوستی، بیپروا است.
این الگو در مواجهه با سایر چهرهها نیز تکرار شد. او با محمدباقر قالیباف ابتدا رابطه حمایتی داشت، اما به محض شکست وی در رقابتهای انتخاباتی، به جرگه حامیان مسعود پزشکیان پیوست و حتی ستاد جریان انقلاب حامی پزشکیان را راهاندازی کرد. روابط او با سعید جلیلی اما همواره در وضعیت جنگ سرد و گاهی جنگ گرم رسانهای بوده است؛ داوری با طرح ادعاهای سنگین امنیتی، جلیلی را به چالش کشیده است.
| شخصیت سیاسی | نوع رابطه | موضعگیری کلیدی |
|---|---|---|
| محمود احمدینژاد | از حمایت تا افشاگری | متهم کردن او به تهدید و افشای مسائل خانوادگی |
| سعید جلیلی | تنشآمیز و خصمانه | ادعای نقش وی در لو رفتن اطلاعات دانشمندان هستهای |
| محمدباقر قالیباف | حمایت اولیه و نقد ثانویه | عبور از وی و پیوستن به جبهه حامیان پزشکیان |
| مسعود پزشکیان | حمایت فعال | دفاع از انتصابات اقتصادی و تشکیل ستاد حمایتی |
زیست در سایه جنجال و توییتر
در سالهای اخیر، عبدالرضا داوری از یک مرد پشت پرده به یک سلبریتی سیاسی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) تبدیل شده است. او با استفاده از تکنیکهای OSINT (اطلاعات منبعباز)، به افشاگری درباره نهادهای مختلف، از جمله ابهامات مالی در «خانه بیماران پروانهای (EB)» پرداخته است. این فعالیتهای رسانهای البته برای او بدون هزینه نبوده و چندین بار منجر به بازداشت، محکومیت به حبس و حتی حکم شلاق شده است.


زندگی شخصی او نیز در سال 1398 به صحنه عمومی کشیده شد؛ زمانی که همسرش، الهام سلمانی، با انتشار توییتهایی از روابط شخصی و هزینهکردهای داوری پرده برداشت. این ماجرا که با شایعه خودکشی او همراه شد، تصویری خاکستری از مردی ساخت که مرزهای میان زندگی خصوصی و عمومیاش به شدت مخدوش شده است. در یکی از مصاحبهها نیز به تمایل به طلاق دادن همسر خود اشاره کرده بود!
استاد بقا در ساختار قدرت
عبدالرضا داوری را میتوان نمادی از تغییرات مداوم در طبقه سیاسی ایران دانست. او با تکیه بر تحلیلهای اقتصادی و استفاده هوشمندانه از فضای مجازی، همواره سعی دارد خود را به عنوان یک «تکنوکرات مقتدر» بازتعریف کند. اگرچه منتقدانش او را به «نان به نرخ روز خوردن» متهم میکنند، اما او خود را پژوهشگری میداند که بر اساس واقعیتهای روز، مواضعش را تنظیم میکند. داوری امروز در نقش مدافع سرسخت سیاستهای ارزی بانک مرکزی و دولت جدید، بار دیگر ثابت کرد که در شطرنج سیاست ایران، او همیشه راهی برای ماندن در صفحه بازی پیدا میکند.





