محمد گندمنژاد طوسی، مشهور به سعید طوسی، نامی آشنا برای بسیاری از ایرانیان است. او از یک سو به عنوان یک قاری برجسته قرآن با صدایی ماندگار شناخته میشود و از سوی دیگر، نامش با یکی از پرحاشیهترین پروندههای اجتماعی سالهای اخیر گره خورده است.
از گمنامی تا شهرت: داستان یک قاری برجسته
سالهای اولیه و شروع فعالیت
سعید طوسی در سال ۱۳۴۹ در تهران به دنیا آمد، اما خانوادهاش در یکسالگی او به مشهد مهاجرت کردند. او فعالیتهای قرآنی خود را از پنجسالگی در مکتبخانه آغاز کرد. پس از پایان خدمت سربازی در سال ۱۳۷۰، به صورت حرفهای وارد دنیای قرائت قرآن شد. طوسی برای تقویت هنر خود از محضر اساتید بزرگ بهره برد و سبک قاریان مشهور مصری را الگوی خود قرار داد. نکته جالب توجه این است که او پیش از رسیدن به شهرت سراسری، در مشهد یک مغازه آرایشگری داشت و از این راه امرار معاش میکرد.
کارنامهای پر از افتخار
استعداد طوسی به سرعت شکوفا شد و او توانست پلههای موفقیت را یکی پس از دیگری طی کند. کسب رتبههای برتر در مسابقات کشوری و بینالمللی، نام او را بر سر زبانها انداخت. مهمترین افتخارات او عبارتند از:
- مقام اول مسابقات بینالمللی قرآن در سوریه (۱۳۷۲)
- مقام اول مسابقات بینالمللی قرآن در مالزی (۱۳۷۷)
- رتبههای برتر کشوری در رشتههای قرائت، اذان و ابتهال (۱۳۷۹ تا ۱۳۸۱)
این موفقیتها باعث شد تا او به جایگاههای مهمی دست یابد. او به عنوان کارشناس شورای عالی قرآن فعالیت میکرد و صدای اذان او از رسانه ملی پخش میشد. حضور مکرر او در محافل قرآni با حضور مقامات عالیرتبه، جایگاه او را به عنوان یک چهره ملی تثبیت کرد.
سایههای تردید: آغاز یک پرونده جنجالی
شهرت و اعتبار سعید طوسی در سال ۱۳۹۰ با چالشی بزرگ روبرو شد. در این سال، چند تن از شاگردان نوجوان او با طرح شکایاتی، پروندهای قضایی علیه او گشودند. این پرونده برای چند سال از فضای رسانهای دور ماند اما در سال ۱۳۹۵ به طور گسترده علنی شد و حساسیت افکار عمومی را برانگیخت.
اتهامات اصلی مطرحشده شامل «اعمال منافی عفت» و «تشویق به فساد» بود (مفاهیم آزار جنسی). سعید طوسی از همان ابتدا تمام این اتهامات را رد کرد و آنها را «سراپا کذب» خواند. او این ماجرا را توطئهای برای ضربه زدن به جامعه قرآنی کشور توصیف کرد و خود را قربانی یک هجمه سازمانیافته دانست.
مسیری پرفراز و نشیب در دستگاه قضا
روند رسیدگی به این پرونده بسیار پیچیده و طولانی بود. سخنگوی وقت قوه قضائیه در چند نوبت توضیحاتی درباره وضعیت آن ارائه داد. بر اساس اطلاعات رسمی، پرونده در دو بخش مجزا بررسی شد:
- اتهام اعمال منافی عفت: در این مورد، دادگاه به دلیل کافی نبودن مدارک، «قرار منع تعقیب» صادر کرد و این حکم قطعی شد.
- اتهام تشویق به فساد: این بخش مسیر پیچیدهتری را طی کرد. هرچند در ابتدا برای این اتهام نیز قرار منع تعقیب صادر شده بود، اما با اعتراض شاکیان، پرونده دوباره به جریان افتاد و برای سالها وضعیت آن «باز» اعلام میشد. گزارشهایی نیز از صدور حکم چهار سال حبس در دادگاه بدوی و سپس نقض آن در دادگاه تجدیدنظر منتشر شد که بر ابهامات پرونده میافزود.
این روند طولانی و پیچیده، باعث ایجاد پرسشهای بسیاری در افکار عمومی شد و بحثهای گستردهای را در جامعه به دنبال داشت.
شایعهای که ایران را لرزاند: ماجرای ترور در هفتم شهریور
در صبح روز جمعه، هفتم شهریور ۱۴۰۴، خبری ناگهانی و شوکهکننده در شبکههای اجتماعی و رسانهها منتشر شد: سعید طوسی در مشهد ترور شد! گزارشهای اولیه به نقل از یک روزنامه معتبر مدعی بودند که افراد ناشناس به او شلیک کردهاند و او در وضعیت وخیمی به بیمارستان منتقل شده است.
تأیید و تکذیب: چند ساعت پرالتهاب
این خبر به سرعت با تأیید برادرش، عبدالرضا طوسی، ابعاد جدیتری به خود گرفت. برادر او در اظهارنظری گفت: «وی ابتدا ترور شخصیتی شد و سپس ترور فیزیکی!» این جمله کوتاه، تلاش داشت تا این سوءقصد ادعایی را به حواشی پرونده اخلاقی او مرتبط کند.
اما این وضعیت چندان طول نکشید. تنها چند ساعت بعد، رسانههای رسمی به نقل از یک منبع آگاه که با خود سعید طوسی صحبت کرده بود، اعلام کردند که این خبر «از اساس کذب» است و حال او کاملاً خوب است. این ماجرا نشان داد که فضای ملتهب پیرامون نام او، تا چه حد مستعد تولید و پذیرش شایعات هیجانانگیز است.
داستان سعید طوسی، روایتی از فراز و فرودهای زندگی یک چهره مشهور است. او از یک طرف، قاری توانمندی است که افتخارات زیادی برای کشور به ارمغان آورد و صدای تلاوتش بخشی از خاطره جمعی ایرانیان است. از طرف دیگر، نام او با اتهاماتی سنگین و پروندهای قضایی گره خورده که هرگز نتوانست به طور کامل افکار عمومی را قانع کند. در نهایت، میراث سعید طوسی دوگانه باقی مانده است: صدای تحسینشدهای در محافل رسمی و نامی که با حاشیه و ابهام در یادها مانده است.