نام علی شکوریراد این روزها بیش از آنکه در راهروهای بخش رادیولوژی بیمارستان سینا شنیده شود، در فضای پرالتهاب سیاست ایران طنینانداز شده است. او که متولد ۱۳۴۱ در شهرستان طارم استان زنجان است، شخصیتی دووجهی دارد: از یک سو پزشک متخصص و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران که با سرطان خون دستوپنجه نرم کرده، و از سوی دیگر سیاستمداری که گویی در زمستان ۱۴۰۴ تصمیم گرفته است تمام پلهای پشت سر خود را تخریب کند.
شناسنامه و پیشینه
شکوریراد فرزند محمد شکوریراد و اشرف فدایی است؛ او در خانوادهای پرجمعیت با دو برادر (مهدی و احمد) و پنج خواهر بزرگ شده است. اگرچه او با صدیقه خدمت ازدواج کرد و ثمره این زندگی فرزندی به نام مصطفی است، اما زندگی او همواره تحت شعاع فعالیتهای حزبی بوده است.
سوابق او کلکسیونی از فعالیتهای کلیدی در جریان اصلاحات است:
- نماینده منتخب مردم تهران در مجلس ششم (لیست جبهه مشارکت).
- عضویت در شورای مرکزی جبهه مشارکت تا پیش از انحلال.
- حمایت قاطع از میرحسین موسوی در سال ۸۸.
- تکیه بر کرسی دبیرکلی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به عنوان اولین سکاندار.
چرخش ۱۴۰۴؛ عبور از خطوط قرمز یا انتحار سیاسی؟
به نظر میرسد شکوریراد در سالهای اخیر، بهویژه پس از ردصلاحیتهای مکرر و مبارزه با بیماری سرطان، به نوعی «رهاشدگی سیاسی» رسیده است. اما آنچه نام او را در بهمن ۱۴۰۴ به صدر اخبار آورد، نه سوابق گذشته، بلکه انتشار یک فایل صوتی جنجالی از نشست خصوصی او با معاونین ستاد مسعود پزشکیان بود.
او در این فایل صوتی که توسط کانالهایی چون «جمهوریت» بازنشر شد، ادعاهایی را مطرح کرد که حتی بخشی از بدنه اصلاحطلبان را در بهت فرو برد. شکوریراد با «سیاه» نامیدن این دوران، تحلیلهای تند و ساختارشکنی را ارائه داد:
- ریشهیابی اعتراضات: او اعتراضات دی ۱۴۰۴ را نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه فوران خشم انباشته معلمان، کارگران و بازنشستگان دانست.
- اتهام مهندسی خشونت: وی مدعی شد که برخی نهادهای امنیتی برای ایجاد بهانه سرکوب، در تزریق خشونت و تخریب اماکنی نظیر مساجد دست داشتهاند؛ ادعایی که با واکنش تند نهادهای رسمی مواجه شد.
- تردید در روایت رسمی: او اعلام کرد که دخالت موساد یا تیمهای وابسته به رضا پهلوی در ایجاد خشونتها را باور نمیکند و مدعی شد استقبال مردم از فراخوانهای براندازان، محاسبات امنیتی را برهم زده است.
واکنشها: از اتهام خیانت تا دعوت به محکمه
انتشار این سخنان، موجی از خشم را در میان جریانهای اصولگرا برانگیخت. رسانههایی مانند خبرگزاری دانشجو با لحنی گزنده، سخنان او را «مفت» و «بیاساس» خوانده و او را متهم کردند که با نادیده گرفتن خون شهدای امنیت، در زمین دشمن بازی میکند. همچنین چهرههایی نظیر امیرحسین ثابتی، او را به چالش ارائه سند فراخوانده و تهدید به محاکمه کردهاند.
پزشکی در برزخ سیاست
علی شکوریراد امروز در نقطهای ایستاده که بازگشت از آن دشوار به نظر میرسد. او که زمانی در چارچوبهای قانونی نظام فعالیت میکرد، اکنون به رادیکالترین صدای داخلی تبدیل شده که مرز میان «نقد» و «ساختارشکنی» را جابهجا کرده است. چه این سخنان را ناشی از تحلیل شخصی او بدانیم و چه واکنشی به انسداد سیاسی، حقیقت این است که شکوریراد دیگر آن سیاستمدار مصلحتاندیش سابق نیست.







