زینب چخماقی یکی از گویندگان باسابقه و خوشلحن خبر در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. او که در خانوادهای کاملاً رسانهای بزرگ شده، توانسته است مسیر حرفهای خود را از مهندسی کشاورزی به گویندگی خبر تغییر دهد.
مشخصات شخصی
نام: زینب چخماقی
متولد: ۱۳۶۱ – کرمانشاه
پیشه: گوینده و مجری خبر
مدرک تحصیلی: لیسانس مهندسی کشاورزی
والدین: فریده فرخینژاد و علیرضا چخماقی
خواهر: زهرا چخماقی
فرزندان: امیرکیان (متولد ۹۰) و محمدحسام (متولد ۹۸)
خانواده و اصالت
زینب چخماقی متولد سال ۱۳۶۱ در کرمانشاه است. او در خانوادهای کاملاً رسانهای به دنیا آمده و بزرگ شده است. مادر او، فریده فرخینژاد، از گویندگان پیشکسوت و باسابقه خبر در شبکههای یک و دو سیما بود که اصالتاً اهل شهر آبادان در استان خوزستان است. پدر زینب، علیرضا چخماقی، نیز برنامهساز، گرافیست و صدابردار رادیو بوده است. خواهر او، زهرا چخماقی، خبرنگار و گزارشگر شناختهشده تلویزیون و مجری سابق برنامه «۲۰:۳۰» است. خانواده چخماقی در سال ۱۳۷۶ پس از بازنشستگی پدر، از کرمانشاه به تهران مهاجرت کردند.

شروع فعالیت حرفهای
زینب چخماقی فارغالتحصیل لیسانس مهندسی کشاورزی است. او پیش از ورود به صدا و سیما، در نشریاتی مانند همشهری محله، سروش هفتگی، خانه و همشهری جوان مشغول به کار بود. پس از ورود به تلویزیون، ابتدا به دلیل رشته تحصیلی در بخش کشاورزی فعالیت کرد، اما با توجه به روحیه فرهنگی و اجتماعی خود، به بخش فرهنگی و اجتماعی منتقل شد و سپس به عنوان گوینده خبر روی آنتن رفت.
زندگی شخصی و فرزندان
زینب چخماقی سالهاست ازدواج کرده و دو پسر دارد. نام پسران او امیرکیان و محمدحسام است. او در خصوص پوشش چادر خود گفته است که محبوبیت مادرش در جامعه و احترامی که مردم برای ایشان قائل بودند، باعث شد او نیز این پوشش را برگزیند.
حضور در برنامه «روایت همدلی»
زینب چخماقی در برنامه تلویزیونی «روایت همدلی» که با هدف روایتگری از حماسه حضور مردم در شب های جنگ رمضان تهیه شده، به همراه خواهرش زهرا به عنوان راوی حضور دارد. او در این برنامه با لحنی صمیمی و تأثیرگذار، تصاویر حضور خروشان مردم در خیابانها و میادین تهران و سایر شهرها را روایت کرد. زینب چخماقی از تجربه حضور در میان مردم در آن شبهای سرنوشتساز سخن گفت و بخشی از خاطرات دیدارهای مردمی با رهبر شهید را روایت کرد.
تفاوت نگاه با خواهر
زینب چخماقی در مورد تفاوت خود با خواهرش زهرا گفته است: «جنس نگاه من و زهرا با هم یکی نبود.» او تأکید دارد که آنها به جای نقد کردن یکدیگر، اغلب به هم مشاوره میدهند. او همچنین معتقد است رسانهای بودن خانواده، اصلیترین دلیل گرایش او و خواهرش به این حرفه بوده است.









