بیوگرافی و زندگینامه شهید عرشیان افشارمند سرباز وظیفه + روایت پدر و مادر

عرشیان افشارمند یکی از شهدای حمله تروریستی رژیم صهیونیستی به ستاد یگان ویژه در تهران بود. این حمله که در دوم تیرماه ۱۴۰۴ رخ داد، منجر به شهادت او و ۱۰ تن از همرزمانش شد.

زندگی‌نامه شهید عرشیان افشارمند

شهید عرشیان افشارمند، متولد سال ۱۳۸۱ در تهران بود. او در شهر قدس تهران زندگی می‌کرد. پدرش، اصغر افشارمند، به عنوان کارشناس در واحد برنامه‌ریزی داروسازی رازک فعالیت می‌کرد. عرشیان یک برادر به نام هیراد داشت.

او به تازگی خدمت سربازی خود را آغاز کرده بود. عرشیان افشارمند از سربازان وظیفه تیپ یکم امیرالمومنین (ع) یگان ویژه تهران بود. او در تیر ماه ۱۴۰۴ به خدمت اعزام شده بود.

نحوه شهادت

شهید عرشیان افشارمند در تاریخ دوم تیرماه ۱۴۰۴ در حمله رژیم صهیونیستی به ستاد یگان ویژه تهران به شهادت رسید. این حمله هوایی در همان روز اول اعزام او به خدمت سربازی رخ داد. در این حمله، او به همراه ۱۰ تن از همرزمان خود به شهادت رسید. عرشیان در زمان شهادت تنها ۲۱ سال سن داشت.

مراسم تشییع و یادبود

مراسم تشییع پیکر شهید عرشیان افشارمند صبح روز هشتم تیر ماه ۱۴۰۴ برگزار شد. تلویزیون نیز برنامه‌ای به نام «لاله‌خیز» با محوریت گفت‌وگو با خانواده شهدا پخش کرد. این برنامه میزبان پدر و مادر شهید افشارمند بود.

در برنامه «لاله خیز» که به میزبانی و اجرای راحله امینیان است، خانواده شهید عرشیان افشارمند از زندگی و شهادت او به دست رژیم صهیونیستی سخن گفتند.

مادر شهید درباره نحوه مطلع شدن از شهادت فرزند خود گفت: برادرم به من گفت در محله می‌گویند در پادگان عرشیان تعدادی مجروح وجود دارد. سپس من گفتم یعنی اتفاقی برای عرشیان افتاده است؟ گفت در این اندازه می‌دانم که تعدادی از سربازان پادگان مجروح شدند. به همسرم گفتم شما می‌دانستی؟ گفت بله و مجروح است. با گریه رفتم خانه و دیدم همه بی‌قرار هستند. به همه چیز فکر می‌کردم جز شهادت عرشیان. غروب بود که به من گفتند آماده شو مهمان داریم. از ستاد یک سری خانم و مداح و چند نفر آقا آمدند. گفتند مادر عرشیان چه کسی است؟ گفتم من هستم. سپس گفتند چه مادر جوانی؛ آمدیم شهادت پسرت را تبریک بگوییم.
پدر شهید نیز درباره آخرین دیدار با فرزندش قبل از شهادت ادامه داد: دیدار عجیبی بود و دوست داشتم بیشتر طول بکشد. دوست داشتم زمان بیشتری را با او بگذرانم. دیدار بعدی با پیکر شهید بود؛ در معراج الشهدا او را دیدم.

در این لحظه مادر شهید با زمزمه و اشک‌هایی گفت: من هیچ وقت پسرم را ندیدم. هنوز هم حسرت می‌خورم که پدرش او را دید و من ندیدم؛ دلم برای او تنگ شده است.

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

نظر خود را برای "تیرداد نامه" بنویسید