سرگذشت تاریخی و فعالیت‌های ترامپ در دهه 50 و دهه 60 همزمان با انقلاب و دفاع مقدس

ترامپ در دهه 50 و دهه 60 همزمان با انقلاب و دفاع مقدس

وقتی به سیاست‌های تند و تیز دونالد ترامپ در برابر ایران نگاه می‌کنیم، شاید فکر کنیم این‌ها واکنش‌هایی به اتفاقات همین چند سال اخیر است. اما واقعیت این است که ریشه نگاه او به ایران، به دهه‌ها قبل برمی‌گردد؛ زمانی که او یک جوان جاه‌طلب در نیویورک بود و داشت امپراتوری ساختمان‌سازی خودش را در منهتن راه می‌انداخت.

در اواخر دهه 50 شمسی، در حالی که ایران درگیر تب و تاب انقلاب بود، ترامپِ 33 ساله از دور نظاره‌گر فروریختن نفوذ آمریکا در منطقه بود. برای او، این فقط یک واقعه سیاسی نبود، بلکه یک شکست تجاری برای «برند آمریکا» به حساب می‌آمد.

در ادامه، نگاهی به مشخصات و وضعیت او در آن سال‌های سرنوشت‌ساز می‌اندازیم:

  • نام: دونالد ترامپ
  • سن در زمان انقلاب (1357): 33 سال
  • موقعیت شغلی: غول املاک و مستغلات در نیویورک
  • دغدغه اصلی آن زمان: اتمام پروژه‌های بزرگی مثل برج ترامپ
  • شعار غیررسمی دهه 60: بازگرداندن “احترام” از دست رفته به ایالات متحده
  • اولین اقدام سیاسی جدی: خرید آگهی تمام‌صفحه در روزنامه‌های معتبر برای نقد سیاست‌های خلیج فارس در سال 1366

عکس قدیمی از ترامپ

ترومای سال 57؛ وقتی برند آمریکا ارزان شد

برای ترامپ، واقعه تسخیر سفارت آمریکا و 444 روز گروگان‌گیری، یک نقطه عطف روانی بود. او برخلاف سیاستمداران آن زمان که دنبال راهکارهای پیچیده دیپلماتیک بودند، مثل یک تاجر به قضیه نگاه می‌کرد.

حرفش ساده بود: اگر کسی به شما ضربه زد، باید با قدرت جواب بدهید تا احترامتان حفظ شود. او دولت وقت آمریکا را “ضعیف” می‌دید و معتقد بود ایران با این کار، پرستیژ بین‌المللی آمریکا را نابود کرده است. او همان زمان در مصاحبه‌هایش می‌گفت که این وضعیت “مضحک” است و آمریکا نباید اجازه دهد کشوری مثل ایران اتباعش را به بند بکشد.

دهه 60؛ جنگ نفت‌کش‌ها و مانیفست 94 هزار دلاری

در اواسط دهه 60، وقتی جنگ ایران و عراق به اوج رسیده بود و نفت‌کش‌ها در خلیج فارس هدف قرار می‌گرفتند، ترامپ دست به اقدام عجیبی زد. او حدود 95 هزار دلار خرج کرد تا در روزنامه‌های پرتیراژ، نامه‌ای سرگشاده منتشر کند.

حرف اصلی او این بود: چرا آمریکا باید جان سربازانش را برای حفاظت از نفت‌کش‌هایی بدهد که متعلق به کشورهای ثروتمندی مثل ژاپن و عربستان است؟ او معتقد بود آمریکا باید از این کشورها پول بگیرد یا اصلاً خودش را درگیر نکند. در واقع، او ایران را نه یک دشمن ایدئولوژیک، بلکه متغیری در ترازنامه مالی آمریکا می‌دید.

ترامپ در دهه 80 میلادی

پیشنهادهای تند نظامی: از جزیره خارگ تا “هنر معامله”

در اواخر دهه 60، لحن ترامپ تندتر شد. او که از تاکتیک‌های جنگی ایران به ستوه آمده بود، صراحتاً پیشنهاد داد که اگر ایران به سمت کشتی‌های آمریکایی گلوله شلیک کرد، آمریکا باید بلافاصله “جزیره خارگ” (شریان اصلی نفت ایران) را هدف قرار داده یا تصرف کند.

او باور داشت که ایران از نظر نظامی ضعیف است اما در جنگ روانی و مذاکره، سیاستمداران آمریکایی را فریب می‌دهد. این درست همان زمانی بود که کتاب معروفش یعنی «هنر معامله» را نوشت؛ کتابی که می‌گوید برای رسیدن به نتیجه، باید طرف مقابل را تحت فشار شدید قرار داد و هر زمان که لازم بود، میز مذاکره را ترک کرد.

سایه‌های خاکستری؛ تجارت با دشمن

اما شخصیت ترامپ همیشه با تناقض همراه بوده است. در حالی که او در رسانه‌ها علیه ایران شعار می‌داد، در دنیای بیزینس جور دیگری عمل می‌کرد. جالب است بدانید که در اواخر دهه 70 شمسی، زمانی که او ساختمان “جنرال موتورز” را در نیویورک خرید، بانک ملی ایران یکی از مستاجران اصلی او بود. سازمان ترامپ چندین سال از این بانک دولتی ایران اجاره‌بهای سنگینی دریافت می‌کرد.

این نشان می‌دهد که از نظر او، مرز بین “دشمن سیاسی” و “مشتری تجاری” بسیار باریک است؛ اگر معامله سودآور باشد، او همیشه آماده شنیدن پیشنهادهاست.

ترامپ از جوانی تا پیری

کینه‌ای که 40 ساله شد

بنابراین، رفتارهای امروز ترامپ، از خروج از برجام گرفته تا سیاست فشار حداکثری، همگی ریشه در تحلیل‌های او در دهه 60 شمسی دارند. او همچنان همان جوانی است که در منهتن نشسته و فکر می‌کند ایران در حال “سوءاستفاده” از سادگی سیاستمداران آمریکایی است. برای او، ایران یک پرونده قدیمی است که باید با منطق بازار املاک و مستغلات حل و فصل شود: یا تسلیم کامل تحت فشار، یا یک معامله بزرگ که سودش مستقیم به جیب آمریکا برود.

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

نظر خود را برای "تیرداد نامه" بنویسید