یازده سال از ۲۳ آبان ۱۳۹۳ میگذرد، روزی که موسیقی پاپ ایران یکی از محبوبترین چهرههای خود را از دست داد. مرتضی پاشایی، خواننده محبوب پاپ ایرانی، که در سن ۳۰ سالگی بر اثر سرطان معده درگذشت، نه تنها با آثارش، بلکه با نحوه مبارزهاش با بیماری و رویدادهای پس از مرگش، به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شد. در یازدهمین سالگرد درگذشت او، نگاهی دوباره به آن روزهای پرالتهاب میاندازیم؛ از تشخیص بیماری تا بدرقهای باشکوه که جامعه ایران را شگفتزده کرد.
آغاز یک پایان؛ تشخیص سرطان در اوج شهرت
مرتضی پاشایی در زمانی با بیماری مواجه شد که در اوج شهرت بود. او با آلبومهایی چون “یکی هست” و “عصر پاییزی” به شهرت رسیده بود.
نخستین نشانههای بیماری در اواخر سال خورشیدی ۱۳۹۲ (حدود آذر) پدیدار شد. تشخیص پزشکان، سرطان معده بود. در ابتدا، خانواده او تلاش کردند این خبر را انکار کنند و آن را صرفاً یک زخم معده ساده توصیف کردند.
مبارزه روی صحنه؛ گاهشمار یک سال نبرد
آنچه مرتضی پاشایی را متمایز کرد، مبارزه آشکار او با بیماری بود. شواهد نشان میدهد او بیش از یک سال با این بیماری مبارزه کرد. در این مدت، او شیمیدرمانی را آغاز کرد. او همچنین تحت عمل جراحی قرار گرفت که متأسفانه ناموفق بود و به دلیل خطر گسترش سرطان متوقف شد.
با این حال، پاشایی دست از فعالیت نکشید. او در طول دوره بیماری، کنسرتهایی در بیش از ۲۰ شهر ایران برگزار کرد. این دوران، تصویری جدید از او ساخت؛ خوانندهای که با وجود ضعف جسمانی، کاهش وزن شدید و ریزش مو، اغلب با کلاه روی صحنه حاضر میشد. این مقاومت و ادامه فعالیت، همدردی عمیقی را در میان طرفدارانش برانگیخت.
گاهشمار این مبارزه به شرح زیر است:
- مهر-آذر ۱۳۹۲: تشخیص سرطان معده؛ انکار اولیه توسط خانواده؛ لغو کنسرتها و جراحی عمده.
- آبان ۱۳۹۲: ظاهر شدن در برنامه تلویزیونی با کلاه برای بحث درباره بیماری.
- نوروز ۱۳۹۳: مصاحبه تلویزیونی درباره ادامه شیمیدرمانی؛ سفر به جزیره کیش برای کنسرت و غواصی.
روزهای پایانی؛ وداع در بیمارستان بهمن
با فرا رسیدن آبان ۱۳۹۳، وضعیت جسمانی مرتضی پاشایی به سرعت رو به وخامت گذاشت. او در اوایل آبان ماه در بیمارستان بهمن تهران بستری شد. بیماری پیشرفت کرده بود و متأسفانه به ریه، کبد و مغز استخوان او گسترش یافته بود. او بیش از دو هفته در ICU بستری بود.
- ۱۳ آبان ۱۳۹۳: بستری شدن در بیمارستان بهمن تهران به دلیل وخامت حال.
- ۱۶ آبان ۱۳۹۳: انتقال به بخش ICU با تب بالا؛ محدودیت بازدیدها.
- ۱۸ و ۲۰ آبان: در این روزها، هنرمندان و همچنین مقامات، مانند معاون وزیر فرهنگ و رئیس انجمن موسیقی ایران، برای تقویت روحیه او به عیادتش رفتند.
- پنجشنبه ۲۲ آبان (عصر): او با مشکلات تنفسی شدید روبرو شد و نیاز به دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) پیدا کرد. پزشک معالجش اشاره کرد که برای تسکین درد از بیهوشی استفاده میشد.
- جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳: حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح، مرتضی پاشایی در سن ۳۰ سالگی، به دلیل ایست قلبی و نارسایی تنفسی ناشی از عوارض سرطان معده، در بیمارستان بهمن درگذشت.
در تمام این مدت، صدها نفر از طرفداران او (روزانه ۳۰۰-۴۰۰ نفر) در لابی بیمارستان جمع میشدند و نگران وضعیت او بودند.
تشییع جنازه؛ نمادی از همبستگی عمومی
مرگ مرتضی پاشایی جامعه هنری و مردم ایران را در شوک فرو برد. اما آنچه پس از مرگ او رخ داد، رویدادی قابل توجه بود.
مراسم تشییع جنازه در روز ۲۵ آبان ۱۳۹۳ برگزار شد. این مراسم از مقابل تالار وحدت تهران آغاز شد. علیرغم آلودگی شدید هوای تهران در آن روز، هزاران نفر، که عمدتاً جوان بودند، برای بدرقه هنرمند محبوب خود گرد هم آمدند.
جمعیت حاضر تابوت او را که با پرچم ایران پوشانده شده بود، همراهی میکردند و آهنگهای معروف او، بهویژه «نگران منی»، را همخوانی میکردند. حضور مردم به قدری گسترده بود که باعث ایجاد ترافیک در خیابانهای ولیعصر و حافظ شد و پلیس ناچار به کنترل مسیرها به سمت بهشت زهرا شد.
مردم از استانهای مجاور نیز خود را به تهران رسانده بودند. ازدحام جمعیت در بهشت زهرا به حدی بود که امکان تدفین در قطعه هنرمندان تا شب به تعویق افتاد.
تحلیل یک پدیده؛ فراتر از مرگ یک خواننده
واکنش عمومی به مرگ پاشایی بسیار فراتر از یک سوگواری معمول برای یک هنرمند بود. این رویداد تنها به تهران محدود نماند؛ تجمعات خودجوش مردمی در پارکهای تهران (مانند پارک لاله و آب و آتش) و شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، گرگان و اهواز نیز رخ داد. در برخی نقاط، پلیس برای پراکنده کردن جمعیت مداخله کرد.
جامعهشناسان این رویداد را نمادی از نیاز به همبستگی، تفریح و تخلیه انرژی منفی ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی دانستند. یکی از جامعهشناسان گفت: “این تجمعات نه تنها به خاطر مرگ یک خواننده، بلکه برای پر کردن اوقات فراغت و نیاز به با هم بودن است.”. پاشایی به عنوان نمادی از نسل جوان ایران دیده میشد که آیندهشان نگرانکننده است.
میراثی که زنده است
یازده سال پس از آن روزها، مرتضی پاشایی همچنان در یادها زنده است. آلبوم نهایی او “اسمش عشقه” پس از مرگش منتشر شد و مستندی به نام “روزهای سخت” نیز درباره روزهای آخر زندگی او ساخته شد. مرگ او همچنین بحثهای مهمی را درباره حریم خصوصی و اخلاق رسانهای در پی داشت، به ویژه در مورد انتشار تصاویر روزهای آخر او در بیمارستان که خانوادهاش از آن شکایت داشتند.























2 نظر
محمد درانی
این سبک از موسیقی رو فقط میشه تو اهنگ های قدیمی شامهر عقیلی تجربه کرد ناگفته نمونه شادمهر عزیز هم کارش بی نظیره
محمد درانی
روحش شاد مرتضی پاشایی سبک مخصوص،خودشو داشت که سبک دلهای همه جوونا بود