ثمینه باغچهبان، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی و آموزشی ایران در قرن بیستم، در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ در سن ۹۷ سالگی در تهران درگذشت. او به عنوان نویسنده کتابهای درسی، متخصص آموزش ناشنوایان، و بنیانگذار نهادهای نوین آموزشی شناخته میشود و میراثی ماندگار از خود بر جای گذاشت. زندگی او، داستانی از تلاقی یک میراث خانوادگی گرانبها با ارادهای استوار برای خدمت به کودکان ایران بود.
تولد در کانون نوآوری
ثمینه باغچهبان در ۴ فروردین ۱۳۰۶ در تبریز متولد شد. محل تولد او نه یک خانه یا بیمارستان، بلکه اتاقی در کودکستان «باغچه اطفال» بود؛ اولین کودکستان مدرن ایران که پدرش، جبار باغچهبان، سه سال پیشتر تأسیس کرده بود. این تولد نمادین، سرنوشت او را از همان ابتدا با آموزش و پرورش گره زد.


پدرش، میرزا جبار عسگرزاده که نام خانوادگی «باغچهبان» را برای نشان دادن رسالت خود در پرورش کودکان برگزیده بود، اولین آموزگار ثمینه بود. دوران کودکی او در کودکستانهای پدرش در تبریز و سپس شیراز سپری شد. فلسفه تربیتی جبار باغچهبان بر پرورش همهجانبه کودک، از جمله تربیت حواس، جسم، ذهن و شخصیت استوار بود. او بر مفاهیمی چون راستگویی، شجاعت و صمیمیت تأکید داشت و این اصول، شخصیت ثمینه را از همان کودکی صیقل داد.

تحصیلات و تکوین هویت حرفهای
خانواده باغچهبان در سال ۱۳۱۱ به تهران مهاجرت کرد. ثمینه تحصیلات خود را در پایتخت به پایان رساند و وارد دانشسرای عالی شد. همزمان با تحصیل، تدریس در «مدرسه کر و لالها» را که پدرش در سال ۱۳۱۲ تأسیس کرده بود، آغاز کرد. این تجربه دوگانه به او درکی عمیق از چالشهای آموزش کودکان استثنایی داد. او سرانجام در سال ۱۳۲۷ با مدرک دبیری زبان انگلیسی فارغالتحصیل شد.
نقطه عطف زندگی حرفهای او در سال ۱۳۲۹ رقم خورد، زمانی که به همراه همسرش، هوشنگ پیرنظر، بورسیه معتبر «فولبرایت» را برای ادامه تحصیل در آمریکا دریافت کرد. او در مراکز پیشرو آموزش ناشنوایان تحصیل کرد و در سال ۱۳۳۲ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته «آموزش و پرورش ناشنوایان» از دانشگاه کلمبیا دریافت نمود. او همچنین در رشته «گفتاردرمانی» به تحصیل ادامه داد و تجربه بالینی ارزشمندی کسب کرد.
ثمینه در سال ۱۳۳۳ به ایران بازگشت. او میگفت بزرگترین دستاورد سفرش به آمریکا این بود که دریافت روش تجربی پدرش برای آموزش ناشنوایان بسیار علمی و ارزشمند است. این تأیید علمی به او اعتماد به نفس داد تا با تلفیق دانش بومی و علم روز جهان، راه پدر را گسترش دهد.

رهبری و نهادینهسازی آموزش ناشنوایان
پس از بازگشت به ایران، ثمینه به مدت دوازده سال در کنار پدرش در مدرسه ناشنوایان کار کرد. پس از درگذشت جبار باغچهبان در سال ۱۳۴۵، او ریاست آموزشگاه را بر عهده گرفت و میراث پدر را به مرحلهای جدید از توسعه وارد کرد.
دهه ۱۳۵۰ اوج فعالیتهای ثمینه در سیستمسازی بود. او در سال ۱۳۵۰ به عنوان مدیرعامل «سازمان ملی رفاه ناشنوایان» انتخاب شد تا چتر حمایتی سراسری برای این قشر ایجاد کند. گام بلندتر او در سال ۱۳۵۴ برداشته شد، زمانی که به عنوان مدیر در دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) منصوب شد و برای اولین بار آموزش ناشنوایان را به یک رشته دانشگاهی رسمی در ایران ارتقا داد. این اقدامات دوران طلایی آموزش ناشنوایان در ایران را رقم زد، تا جایی که متخصصانی از دیگر کشورها برای یادگیری به ایران میآمدند.
گاهشمار زندگی ثمینه باغچهبان
| تاریخ (شمسی/میلادی) | رویداد کلیدی | مکان |
|---|---|---|
| ۱۳۰۶ (۱۹۲۷) | تولد | تبریز، ایران |
| ۱۳۲۷ (۱۹۴۸) | فارغالتحصیلی از دانشسرای عالی | تهران، ایران |
| ۱۳۲۹ (۱۹۵۰) | دریافت بورسیه فولبرایت و سفر به آمریکا | ایالات متحده |
| ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) | اخذ کارشناسی ارشد از دانشگاه کلمبیا | نیویورک، آمریکا |
| ۱۳۳۳ (۱۹۵۴) | بازگشت به ایران | تهران، ایران |
| ۱۳۵۰ (۱۹۷۱) | تأسیس سازمان ملی رفاه ناشنوایان | ایران |
| پس از ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) | مهاجرت اجباری به آمریکا | ایالات متحده |
| حدود ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) | بازگشت به ایران | تهران، ایران |
| ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۵) | درگذشت | تهران، ایران |
نویسندهای برای یک نسل
ثمینه باغچهبان همزمان با فعالیت در حوزه آموزش، یک زندگی حرفهای موازی را به عنوان نویسنده دنبال میکرد. در سال ۱۳۴۰، وزارت آموزش و پرورش نگارش کتابهای درسی کلاس اول دبستان را به او سپرد. بسیاری از داستانهای ماندگار کتابهای فارسی آن دوران، از جمله قصه مشهور «دهقان فداکار»، به قلم او روایت شدهاند. او میلیونها کودک ایرانی را با سواد کرد.
او همچنین نویسنده کتابهای داستانی برای کودکان بود. آثاری چون «پل چوبی» و «نوروزها و بادبادکها» از سوی «شورای کتاب کودک» به عنوان کتابهای برگزیده سال انتخاب شدند. ویژگی برجسته آثار او، ریشه داشتن در فرهنگ فولکلور و ادبیات شفاهی ایران بود.
یکی از خدمات فرهنگی مهم او، گردآوری و انتشار کتاب «روشنگر تاریکیها» بود که شامل خودنوشتهای پدر و مادرش، جبار باغچهبان و صفیه میربابایی، است. این کتاب سندی تاریخی از زندگی بنیانگذاران آموزش نوین کودکان در ایران محسوب میشود.

گزیده آثار ثمینه باغچهبان
| عنوان اثر | ژانر | اهمیت و توضیح |
|---|---|---|
| کتاب درسی کلاس اول | آموزشی | کتاب بنیادین برنامه درسی ملی که میلیونها ایرانی با آن خواندن را آموختند. |
| پل چوبی | ادبیات کودک | کتاب برگزیده شورای کتاب کودک به دلیل ارزشهای داستانی. |
| نوروزها و بادبادکها | ادبیات کودک | اثر برگزیده دیگر از سوی شورای کتاب کودک با مضامین فرهنگی و سنتی. |
| روشنگر تاریکیها | زندگینامه | سندی دست اول از زندگی و اندیشههای والدینش که توسط ثمینه گردآوری شد. |
***



تبعید و بازگشت
پس از انقلاب ۱۳۵۷، آموزشگاه باغچهبان مصادره شد و شرایط برای ادامه فعالیت ثمینه دشوار گشت. او ناچار به مهاجرتی اجباری شد و سالهای طولانی را در کالیفرنیا زندگی کرد. با این حال، عشق به ایران هرگز در او خاموش نشد.
او سرانجام در حدود سال ۱۴۰۱ و در سنین کهنسالی به آرزوی خود برای بازگشت به وطن جامه عمل پوشاند. بازگشت او آخرین فصل زندگیاش را در همان سرزمینی رقم زد که تمام عمر خود را وقف خدمت به آن کرده بود.

میراث ماندگار
ثمینه باغچهبان شخصیتی چندوجهی بود: یک مربی، یک مدیر تحولآفرین و یک نویسنده خلاق. او راه پدرش را به یک نظام ملی و آکادمیک تبدیل کرد و با تألیف کتابهای درسی، به تقویت هویت فرهنگی کودکان ایران یاری رساند. او نماد نسلی از زنان پیشگام ایرانی بود که چهره فرهنگی کشور را برای همیشه دگرگون کردند. میراث او در زندگی هزاران فرد ناشنوا و در خاطره میلیونها ایرانی که با کتابهای او خواندن آموختند، برای همیشه زنده خواهد ماند.





