انقلاب اسلامی ایران حاصل سالها مبارزه، ایستادگی و فداکاری مردان و زنانی بود که از اقشار مختلف جامعه، از روحانی و دانشجو گرفته تا بازاری، معلم، نوجوان و حتی کودکان خردسال، در مسیر مبارزه با حکومت پهلوی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی جان خود را فدا کردند. بخشی از این مسیر به قیامهای مردمی سال ۱۳۵۷ بازمیگردد و بخشی دیگر به سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب و دهه شصت که ترورها و توطئههای سازمانیافته بسیاری علیه چهرههای اثرگذار انقلاب شکل گرفت.
شهدای شاخص انقلاب اسلامی تنها نامهایی در تاریخ نیستند؛ آنان روایتگر دورهای سرنوشتساز در تاریخ ایراناند. در این گزارش، مروری بر زندگی، مبارزات و نحوه شهادت چهرههای شاخص و گروههای مختلف شهدای انقلاب از دوران مبارزه علیه استبداد پهلوی تا سالهای نخست جمهوری اسلامی ارائه میشود.
سید مصطفی خمینی؛ شهادتی که نهضت را جان تازه بخشید
سید مصطفی خمینی، فرزند ارشد امام خمینی، از مجتهدان و فقیهان برجسته شیعه و از فعالان مهم سیاسی پیش از انقلاب بود. او از نخستین روزهای مبارزه امام خمینی علیه حکومت پهلوی وارد میدان شد و پس از تبعید امام، خود نیز توسط ساواک بازداشت و ابتدا به ترکیه و سپس عراق تبعید شد. حضور او در نجف تنها به فعالیت علمی محدود نبود و در کنار تدریس و پژوهش، مبارزه سیاسی را ادامه داد.
مصطفی خمینی در حوزه نجف جایگاه علمی ویژهای داشت و آثاری چون «تفسیر القرآن الکریم»، «تحریرات فی الاصول» و «تعلیقات علی الحکمة المتعالیة» از او برجای مانده است. او از حامیان جنبش آزادیبخش فلسطین بود و رویکردی نقادانه در حوزه علوم اسلامی داشت.
در سال ۱۳۴۸ به دلیل فعالیت علیه رژیم بعث عراق بازداشت و به بغداد منتقل شد. سرانجام نیمهشب اول آبان ۱۳۵۶ به شکل مرموزی به شهادت رسید. شهادت او موج گستردهای از اعتراض و مجالس یادبود را در ایران پدید آورد و به گفته امام خمینی از «الطاف خفیه الهی» بود؛ رخدادی که در فاصلهای کمتر از پانزده ماه به سقوط رژیم پهلوی انجامید.
شهید آیتالله بهشتی؛ معمار نظام و قربانی ترور هفتم تیر
سید محمد حسینی بهشتی از اثرگذارترین روحانیون انقلاب اسلامی و از شاگردان برجسته آیتالله بروجردی، امام خمینی، محقق داماد و علامه طباطبایی بود. او علاوه بر تحصیلات حوزوی، با زبانهای انگلیسی و آلمانی آشنایی داشت و از معدود روحانیانی بود که آموزش دینی را با شیوههای نوین پیوند زد.
شهید بهشتی از بنیانگذاران مدرسه حقانی و دبیرستان دین و دانش بود و در سالهای مبارزه مدتی در آلمان و مرکز اسلامی هامبورگ فعالیت کرد. پس از بازگشت به ایران، بر فعالیتهای فرهنگی و تدوین کتابهای درسی تمرکز یافت و در آستانه پیروزی انقلاب به عضویت شورای انقلاب درآمد.
او از طراحان اصلی قانون اساسی و نخستین رئیس دیوان عالی کشور بود. بهشتی با همکاری روحانیون مبارز، حزب جمهوری اسلامی را تشکیل داد و دبیرکلی آن را بر عهده گرفت. در هفتم تیر ۱۳۶۰ دفتر حزب جمهوری اسلامی هدف انفجار تروریستی قرار گرفت و بهشتی به همراه ۷۲ تن از یارانش به شهادت رسید. از او آثار فراوانی در حوزه اندیشه دینی و اجتماعی باقی مانده است و در برخی موضوعات از جمله دفاع از علی شریعتی، مواضعی متفاوت از بسیاری از روحانیان زمان خود داشت.
شهید محمد مفتح؛ نماد وحدت حوزه و دانشگاه
محمد مفتح از روحانیون مبارز و حامیان امام خمینی بود که مسجدالجواد و مسجد قبا را به پایگاههای مهم سیاسی و مذهبی تبدیل کرد. نماز عید فطر سال ۱۳۵۷ به امامت او و با حضور هزاران نفر برگزار شد و از رویدادهای مهم منتهی به انقلاب به شمار میآید.
شهید مفتح در کنار شهید بهشتی در سال ۱۳۳۴ دبیرستان دین و دانش را پایهگذاری کرد و با همکاری شهید بهشتی و آیتالله سیدعلی خامنهای، کانون دانشآموزان و فرهنگیان قم را شکل داد. او نویسنده مقالات متعدد دینی و علمی بود و آثارش در نشریاتی چون مکتب اسلام و مکتب تشیع منتشر میشد.
برای تبیین معارف اسلامی متناسب با نیاز نسل جدید، مجمع علمی اسلامشناسی را بنیان نهاد که در مدت کوتاهی ۱۳ عنوان کتاب منتشر کرد و همین فعالیتها فشار ساواک را بر او افزایش داد. پس از انقلاب عضو شورای انقلاب و سرپرست دانشکده الهیات دانشگاه تهران شد اما در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ توسط گروهک فرقان ترور شد و روز شهادتش به عنوان «روز وحدت حوزه و دانشگاه» شناخته شد.
شهید مرتضی مطهری؛ معلم شهید انقلاب
مرتضی مطهری، متولد فریمان و استاد فلسفه اسلامی، کلام و تفسیر قرآن، از نظریهپردازان اصلی جمهوری اسلامی بود. او پیش از انقلاب استاد دانشگاه تهران و از اعضای هیئت مؤتلفه اسلامی بود و پس از پیروزی انقلاب ریاست شورای انقلاب را بر عهده گرفت.
امام خمینی علاقه ویژهای به او داشت و پس از شهادتش گفت: «فرزند عزیزی را که پاره تنم و حاصل عمرم بود از دست دادم». مطهری در دهه پنجاه با جریانهای فکری منحرف مقابله میکرد و به ویژه دیدگاههای گروه فرقان و برخی تفسیرهای انحرافی از قرآن را نقد میکرد.
انتشار دیدگاههای او، بهویژه در کتاب «علل گرایش به مادیگری» و نقد ماتریالیسم، باعث شد گروه فرقان او را مانعی برای اهداف خود بداند. سرانجام شامگاه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ توسط اعضای این گروه ترور و به شهادت رسید.
شهید رجایی و شهید باهنر؛ دو یار دولت جمهوری اسلامی
محمدعلی رجایی، دومین رئیسجمهور ایران، پیش از انقلاب با گروههای مختلف مبارز همکاری داشت و در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک بازداشت و شکنجه شد. او پس از انقلاب وزیر آموزش و پرورش، نخستوزیر و سپس رئیسجمهور شد و با کسب ۸۸ درصد آرا به ریاست جمهوری رسید.
رجایی عدالت اسلامی و ولایت فقیه را محور انقلاب میدانست و امام خمینی او را انسانی معرفی کرد که از دوران دستفروشی تا ریاستجمهوری تغییری در سادگی و منش او ایجاد نشده بود.
محمدجواد باهنر نیز از شاگردان آیتالله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی و از اعضای شورای انقلاب بود که پس از ریاستجمهوری رجایی به نخستوزیری رسید.
هشتم شهریور ۱۳۶۰ دفتر نخستوزیری هدف انفجار قرار گرفت و رجایی و باهنر در جلسه شورای امنیت کشور به شهادت رسیدند. عامل این انفجار، مسعود کشمیری، عضو نفوذی سازمان مجاهدین خلق معرفی شد.
محبوبه دانشآشتیانی؛ نخستین شهیده زن انقلاب
محبوبه دانشآشتیانی دوم بهمن ۱۳۴۰ در تهران متولد شد و از نوجوانی وارد فعالیتهای سیاسی و انقلابی شد. او دانشآموزی ممتاز بود و در کنار تحصیل، قرآن، نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و آثار دکتر شریعتی، شهید مطهری و رساله امام خمینی را مطالعه میکرد.
نظم، صداقت، استقلال فکری، خلاقیت و پیگیری مداوم از ویژگیهای اخلاقی او بود. در سال اول دبیرستان فعالیتهای سیاسی خود را بهصورت منسجم آغاز کرد و در راهپیماییها، پخش اعلامیه و دیوارنویسی حضوری فعال داشت.
صبح ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ پس از غسل شهادت به میدان ژاله رفت و در بخش تجمع زنان، بنر «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را در دست داشت. با آغاز تیراندازی نیروهای نظامی، گلولهای قلب او را شکافت و در هفدهسالگی به شهادت رسید.
سالها بعد نیز نامزد او، شهید حسن اجارهدار، و پدرش شهید غلامرضا دانش در حادثه هفتم تیر به شهادت رسیدند. خواهرش فهیمه دانشآشتیانی بعدها از او به عنوان دختری متفاوت یاد کرد که رفتنش راه انقلاب را هموار ساخت.
نواب صفوی و فدائیان اسلام؛ پیشگامان مبارزه مذهبی
سید مجتبی میرلوحی مشهور به نواب صفوی، جمعیت فدائیان اسلام را برای مقابله با جریانهای ضد مذهبی و اجرای شریعت اسلامی تشکیل داد و از نخستین چهرههای مبارزه سازمانیافته مذهبی در ایران شد.
سخنرانیهای پرشور او در شهرهای مختلف علیه فساد و حکومت پهلوی، نسل جوان مذهبی را تحت تأثیر قرار داد و حتی آغاز علاقه سیاسی آیتالله خامنهای به مبارزه به سخنرانیهای او در مشهد نسبت داده شده است.
نواب صفوی همراه با خلیل طهماسبی، مظفرعلی ذوالقدر و سیدمحمد واحدی در ۲۷ دی ۱۳۳۴ تیرباران شد. نقل شده لحظاتی پیش از شهادت از یارانش خواست غسل شهادت کنند و گفت: «امشب جدهمان فاطمه زهرا(س) منتظر ماست».
دیگر شهدای شاخص و قیامهای مردمی
تاریخ انقلاب اسلامی تنها به چهرههای مشهور محدود نیست. آیتالله آقازاده که از مدافعان مشروطه و منتقد سیاستهای رضاشاه بود، پس از تبعید و زندان در سال ۱۳۱۶ با آمپولی مشکوک به شهادت رسید. سید محمدرضا سعیدی، از یاران امام خمینی، پس از شکنجه در زندان قزلقلعه در خرداد ۱۳۴۹ به شهادت رسید و سید علی اندرزگو نیز دوم شهریور ۱۳۵۷ با زبان روزه در محاصره ساواک هدف گلوله قرار گرفت.
قیام عشایر لر و نفر، شهدای دانشجوی ضدآمریکایی ۱۶ آذر، شهید قیام گوهرشاد محمدجعفر نوروزیان، شهیده کشف حجاب رضاخانی سیده محترم بانو سادات قاضیان فینی، شهدای خردسال منوچهر شجاعی و الیاس سالاری، شهید فاجعه فیضیه سید یونس رودباری و شهید قیام ۱۵ خرداد ابوالقاسم اردستانی نیز بخشی از این تاریخ خونین را تشکیل میدهند.
همچنین شهدای شکنجه ساواک همچون سیدرضا و سیدحسین دیباج، شهید قیام ۱۹ دی غلامرضا همراهی، شهید قیام ۲۹ بهمن محمد تجلا، شهید قیام ۱۰ فروردین رضا نامدار هنزائی، شهیده سوم محرم سمنبر عالیپور، شهدای عاشورای ۵۷ اسماعیل سلامتبخش و ناصرالدین امیدی عابد، شهید ۱۷ شهریور محمدمهدی قطبیزاده وحدانی، معلم شهید سهراب مصطفایی، شهدای نوجوان ۹ و ۱۰ دی الهه زینالپور و مهری زارع، شهید ۱۲ بهمن قربانعلی داودی و شهدای ۲۲ بهمن همچون محمدمهدی کریمی و سیدحسن قدمی، هر یک در مقاطع مختلف نهضت و انقلاب نقشی ماندگار ایفا کردند.
جمعبندی
انقلاب اسلامی ایران مجموعهای از قیامها، فداکاریها و شهادتهایی بود که در گسترهای وسیع از شهرها و میان طبقات مختلف اجتماعی شکل گرفت. بسیاری از شهدا جوانان، دانشآموزان، دانشجویان، روحانیون و فعالان سیاسی بودند که با انگیزههای اعتقادی و سیاسی در برابر حکومت پهلوی و سپس جریانهای ضدانقلاب ایستادند.
از جمعه سیاه ۱۷ شهریور تا ترورهای دهه شصت، از قیام گوهرشاد و فیضیه تا انفجارهای هفتم تیر و هشتم شهریور، نام این شهدا در حافظه تاریخی ایران باقی مانده است؛ چهرههایی که با خون خود مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور را رقم زدند و بخشی جداییناپذیر از روایت انقلاب اسلامی شدند.











