زهرا ادیبی سعدینژاد، چهرهای که نامش با خاطرات شیرین کودکان دهه ۶۰ و ۷۰ گره خورده است، اکنون در آستانه ۶۶ سالگی قرار دارد. او که متولد آذرماه ۱۳۳۸ در شهر ری است، مسیری استثنایی را طی کرده که در آن نظم منطقی ریاضیات با لطافت اجرای تلویزیونی پیوند خورده است. ادیبی فراتر از یک مجری، نمادی از تعهد معلمی است که سالها بهطور موازی در گچ و تخته کلاس و لنز دوربینهای صدا و سیما، رسالت آموزشی خود را به انجام رسانده است.
مشخصات شخصی
- نام کامل: زهرا ادیبی سعدینژاد.
- نام مستعار در دوران تحصیل: مهرنوش.
- تاریخ تولد: ۲۶ آذرماه ۱۳۳۸.
- محل تولد: شهر ری، در همسایگی حرم حضرت عبدالعظیم (ع).
- اصالت خانوادگی: پدر وی اصالتاً شیرازی و عاشق پیشه معلمی بودند.
- خانواده: دارای یک برادر و سه خواهر که همگی به توصیه پدر، شغل دبیری را برگزیدند.
- وضعیت تاهل: وی سالها پیش ازدواج کرده و دارای یک دختر است که در حال حاضر متاهل میباشد.
مسیر حرفهای: معلمی و تدریس ریاضی
شاید کمتر کسی بداند که زهرا ادیبی پیش از آنکه وارد قاب تلویزیون شود، یک معلم جدی ریاضی بود. او تدریس را به صورت غیررسمی از سن ۱۰ سالگی آغاز کرد. وی ۲۴ سال به عنوان دبیر رسمی آموزش و پرورش به تدریس ریاضیات پرداخت و همواره معتقد بود که زبان ریاضی با ادبیات پیوندی ناگسستنی دارد. او در کلاسهای خود علاوه بر ریاضی، تدریس ساعت انشا را نیز بر عهده میگرفت تا خلاقیت دانشآموزان را بارور کند.
مدارسی که در آنها تدریس داشته است:
- مدرسه راهنمایی شهرام در شهر ری (محدوده پل سیمان).
- مدرسه مکتب زینب.
- مدرسه بعثت.
- مدرسه صدیقه رضایی شهر ری.
- مدرسه هاجر.
فعالیت در صدا و سیما: از گروه کودک تا سیمای خانواده
ورود زهرا ادیبی به دنیای اجرا در سال ۱۳۶۱ و از طریق آزمونهای تخصصی صدا و سیما صورت گرفت. او با عشق به کودکان پا به این عرصه گذاشت و در آزمون ورودی از خداوند خواست تا کسی که بچهها را بیشتر دوست دارد انتخاب شود.
- آغاز فعالیت: مجری برنامههای آموزشی در گروه آموزش شبکه دوم سیما.
- دهه ۶۰ و ۷۰: حضور مستمر در گروه کودک و نوجوان شبکههای یک و دو به همراه الهه رضایی و گیتی خامنه که چهره او را در ذهن نسل جوان ماندگار کرد.
- برنامه سیمای خانواده: بیش از ۱۰ سال حضور به عنوان مجری و همراه هرمز شجاعی مهر روزهای سهشنبه در شبکه اول سیما.
- مسئولیت اجرایی: وی علاوه بر اجرا، مسئولیت دفتر گروه خانواده شبکه اول سیما را نیز برای سالها بر عهده داشته است.
فلسفه زندگی و دیدگاههای شخصی
ادیبی همواره بر دوری از “خودنمایی” تاکید داشته است. او معتقد است که شهرت نباید باعث از بین رفتن عزت انسانی شود. او خود را مخلوقی میداند که پیش از هر چیز به دنبال رضایت الهی است.
“من دوست ندارم به واسطه اجرا برای دیگران مطرح باشم. دلم میخواهد به واسطه انسان بودنم، عزت و احترامم حفظ شود. میخواهم به دور از هرگونه ریا و خودنمایی، مخلوق خوبی باشم تا اول از همه، خدا از من راضی باشد.”
در زندگی شخصی نیز، وی به شدت به ارزشهای ایرانی-اسلامی پایبند است. یک نمونه بارز این موضوع در مراسم ازدواج دخترش نمود یافت که علیرغم پیشنهادات بالاتر برای مهریه، او پیشنهاد یک سکه بهار آزادی به نیت “خدای احد و واحد” را داد.
خاطرات ماندگار: دو حادثه سرنوشتساز
دخترک گمشده در زلزله رودبار
در سالهای گذشته، همزمان با زلزله رودبار، زهرا ادیبی به همراه تیمی از صدا و سیما برای اهدای اسباببازی به کودکان زلزلهزده رفت. در آنجا با دختربچهای ۳ یا ۴ ساله روبرو شد که تمام اعضای خانوادهاش را از دست داده بود.
“دختربچهای با موهای طلایی و چشمهای سبز آمد و محکم پای مرا چسبید… او عروسک را دور انداخت و دوباره محکم مرا بغل کرد. آنقدر صمیمی شده بود که به هیچ قیمتی حاضر نبود مرا رها کند.”
ادیبی تصمیم گرفت او را به فرزندی قبول کند، اما به دلیل محدودیتهای زمانی و قانونی، موفق به بازگرداندن او در آن لحظه نشد. وقتی یک هفته بعد دوباره به رودبار بازگشت، هیچ اثری از آن دختر پیدا نکرد و هنوز پس از سالها افسوس آن روز را میخورد.
آخرین وداع با پدر
پدر زهرا ادیبی که سالها تحت درمان دیالیز بود، به شکلی عجیب و معنوی از دنیا رفت. او در آخرین شب زندگیاش، علیرغم ممنوعیتهای پزشکی، اصرار داشت که آخرین سیگار زندگیاش را بکشد و آخرین شام را در خانه بخورد. او در آغوش دخترش پس از گفتن سه بار ذکر “یا علی” جان سپرد. ادیبی میگوید ۹ بار دعای سریعالاجابه را بر بالین او خواند، اما در بار نهم پزشکان اعلام کردند که او دیگر برنمیگردد.
زهرا ادیبی در حال حاضر کجاست؟
اگرچه او سالهاست که از قاب مستقیم اجرا در برنامههای زنده فاصله گرفته، اما همچنان در بدنه رسانه ملی فعال است. بر اساس گزارشها، وی از سال ۱۳۸۹ به بخشهای اداری صدا و سیما منتقل شده است.
- مدتی به عنوان منشی مدیر مستند شبکه فعالیت کرد.
- سپس به ساختمان اداری جامجم (طبقه هفتم) منتقل شد و در بخش نیروی انسانی و دبیرخانه مشغول به کار گردید.
- او همچنان به اصول خود مبنی بر “آهسته و پیوسته آمدن” پایبند است و ترجیح میدهد به دور از جنجالهای رسانهای، وظایف انسانی و اداری خود را به انجام برساند.




