شاید نام جبار باغچهبان را در خیابانها یا روی مدارس شنیده باشید، اما آیا میدانید این مرد بزرگ چه کار شگفتانگیزی برای کودکان ایران، به خصوص کودکان ناشنوا، انجام داد؟ داستان زندگی او، قصه عشق، خلاقیت و تلاشی خستگیناپذیر برای روشن کردن شمع دانش در دل همه بچههاست.
از ایروان تا “باغچه اطفال”
میرزا جبار عسگرزاده، که ما او را به نام جبار باغچهبان میشناسیم، در سال ۱۲۶۴ در شهر ایروان به دنیا آمد. او پس از مهاجرت به ایران، در شهر مرند معلم شد. اما خلاقیت او در تدریس آنقدر زیاد بود که خیلی زود به تبریز دعوت شد.
در سال ۱۳۰۳، او یک کار جدید و مهم انجام داد: اولین کودکستان ایران را با نام “باغچه اطفال” تأسیس کرد. چون او مثل یک باغبان مهربان به پرورش بچهها کمک میکرد، نام خانوادگی خود را به “باغچهبان” تغییر داد و این نام برای همیشه روی او ماند.
صدایی برای دنیای خاموش
مهمترین کار باغچهبان زمانی شروع شد که با چند کودک ناشنوا در کودکستانش مواجه شد. در آن زمان، آموزش به این کودکان تقریبا غیرممکن به نظر میرسید. اما باغچهبان تصمیم گرفت این سکوت را بشکند. او در سال ۱۳۰۳، اولین کلاس درس را برای بچههای ناشنوا در همان تبریز راهاندازی کرد و بعدها در تهران، اولین مدرسه ناشنوایان ایران را بنیان گذاشت.

او برای اینکه بتواند به این کودکان کمک کند، دست به نوآوریهای بزرگی زد که در جدول زیر برخی از آنها را میبینید:
| نوآوری | توضیح ساده |
| روش آموزش شفاهی | به جای زبان اشاره، به کودکان ناشنوا یاد میداد که با لبخوانی و دیدن حرکات دهان، کلمات را بفهمند و صحبت کنند. |
| الفبای دستی فارسی | الفبایی با حرکات انگشتان دست طراحی کرد تا آموزش کلمات به ناشنوایان سادهتر شود. |
| تلفن گنگ (گوشی استخوانی) | یک دستگاه شگفتانگیز اختراع کرد که بچهها با گذاشتن آن روی دندان، لرزش صدا را حس میکردند و میتوانستند بشنوند! |
میراثی ماندگار: کتابها و خلاقیتها
باغچهبان فقط یک معلم نبود؛ او یک نویسنده و هنرمند بزرگ برای بچهها هم بود. او فهمیده بود که بچهها با داستان و شعر بهتر یاد میگیرند، برای همین شروع به نوشتن کتابهای کودکانه کرد. او از اولین کسانی بود که در ایران به صورت جدی برای کودکان کتاب نوشت.
در جدول زیر، با چند مورد از کتابهای معروف او آشنا میشویم:
| نام کتاب | سال انتشار (شمسی) |
| خانم خزوک | ۱۳۰۷ |
| گرگ و چوپان | ۱۳۰۸ |
| پیر و ترب | ۱۳۱۱ |
| بابا برفی | ۱۳۲۹ |
| درخت مروارید | ۱۳۳۷ |
مردی فراتر از زمان خود
جبار باغچهبان در ۴ آذر ۱۳۴۵ از دنیا رفت، اما کارهای بزرگ او هرگز فراموش نمیشود. او به ما یاد داد که هیچ کودکی نباید به خاطر تفاوتهایش از آموزش و شادی محروم شود. باغچهبان با دستان خالی اما قلبی پر از عشق، راهی را برای هزاران کودک باز کرد و نامش را در تاریخ فرهنگ و آموزش ایران جاودانه ساخت.
ثمینه باغچهبان وارث وفادار ثمینه باغچهبان
ثمینه باغچهبان، نویسنده برجسته ادبیات کودک و نوجوان و فعال فرهنگی، در ۴ فروردین ۱۳۰۶ در تبریز و در همان کودکستان باغچه اطفال که پدرش سه سال پیشتر تأسیس کرده بود، زاده شد و در ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ در سن ۹۷ سالگی درگذشت.
او که یکی از سه فرزند جبار باغچهبان (نام واقعی: جبار عسگرزاده، متولد ۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴ در ایروان و درگذشته ۴ آذر ۱۳۴۵ در تهران) بود، راه پدر را در حوزه آموزش ادامه داد و به ویژه در نگارش کتابهای درسی کلاس اول دبستان و فعالیت برای کودکان ناشنوا نقشآفرینی کرد، در حالی که جبار باغچهبان به عنوان بنیانگذار نخستین کودکستان و مدرسه ناشنوایان ایران در تبریز شناخته میشود و پیش از آن روزنامهنگار و معلم بود. ثمینه با آثاری همچون «پل چوبی» و «نوروزها و بادبادکها» و همچنین سرودهای ماندگاری مانند «جم جمک برگ خزون»، میراث پدرش را در ترویج آموزش و فرهنگ برای نسلهای جوان غنیتر ساخت.




