تندیس کوروش بزرگ، ساخته شهرام گودرزی، و پیادهروی نمادین او به سوی پاسارگاد، به یکی از بحثبرانگیزترین پدیدههای فرهنگی و اجتماعی اخیر در ایران تبدیل شده است. این اثر هنری که با هدف تجلیل از بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی ساخته شد، با واکنشهای گسترده و متناقضی روبرو شد؛ از استقبال پرشور مردمی تا نقدهای جدی از سوی کارشناسان هنری و تاریخی. اما ایرادات اصلی وارد شده به این مجسمه چیست و دانش تاریخی سازنده آن تا چه حد قابل اتکاست؟
ایرادات تاریخی و هنری: آیا تندیس به کوروش شباهت دارد؟
پاسخ کوتاه و قاطع به این پرسش «خیر» است. بر اساس تحلیلهای تاریخی-هنری، این تندیس نه تنها شباهتی به تنها منبع تصویری معاصر از کوروش ندارد، بلکه از نظر سبکی نیز با هنر دوره هخامنشی کاملاً بیگانه است.
تنها نقش شناختهشدهای که به کوروش بزرگ نسبت داده میشود، نقشبرجسته «انسان بالدار» در پاسارگاد است. این نقش، مردی را با ردایی بلند و ایلامی، ریشی کوتاه و مکعبی به سبک آشوری و تاجی پیچیده و التقاطی از نمادهای مصری، ایلامی و آشوری به تصویر میکشد. این شمایلنگاری یک بیانیه سیاسی از فرمانروایی جهانی کوروش بود، نه یک چهرهنگاری واقعگرایانه.
در مقابل، تندیس شهرام گودرزی تقریباً در تمامی جنبهها با این منبع تاریخی در تضاد است:
چهره و پوشاک
تندیس، کوروش را با سینهای برهنه، بدنی عضلانی و پارچهای به دور کمر نشان میدهد. این سبک نمایش که به «برهنگی قهرمانانه» معروف است، ریشه در سنت هنری یونان و روم باستان دارد و با هنر هخامنشی که همواره پادشاهان را با لباسهای فاخر و رسمی به تصویر میکشید، هیچ سنخیتی ندارد. برخی از منابع چهره تندیس شهرام گودرزی را شبیه به خشایار شاه در فیلم 300 میدانند!
حالت بدن و نمادگرایی
مجسمه گودرزی حالتی پویا و کنشمحور دارد که در هنر غرب به آن «contrapposto» میگویند. این در حالی است که هنر هخامنشی بر حالتهای ایستا، رسمی و تشریفاتی تأکید داشت. نمادهای به کار رفته در تندیس، یعنی منشور کوروش در یک دست و یک «قفل بابل» قلبیشکل در دست دیگر، ابداعاتی مدرن برای داستانسرایی هستند و با نمادهای باستانی و الهی نقش پاسارگاد (مانند چهار بال و تاج مصری) تفاوت بنیادین دارند.
منتقدان این سبک را یک «جعل هویت» هنری میدانند. به گفته آنها، گودرزی یک آرمان غربی و امروزی از «قهرمان» را بر یک پادشاه پارسی قرن ششم پیش از میلاد فرافکنی کرده است. ایراد اصلی، ترجمه مفاهیم مرتبط با کوروش به یک زبان بصری کاملاً بیگانه و زمانپریش است که ناخواسته اعتبار کانون هنری غرب را به عنوان زبان برتر برای نمایش قهرمانی تأیید میکند.
بررسی صلاحیت علمی شهرام گودرزی
پرسش مهم دیگر به دانش تاریخی هنرمند بازمیگردد. شواهد موجود نشان میدهد که درک شهرام گودرزی از کوروش بیشتر بر پایه اسطورههای ملیگرایانه و روایتهای عامیانه استوار است تا مطالعات دقیق تاریخی و باستانشناختی!
اظهارات خود گودرزی اغلب جنبهای نمادین و متافیزیکی دارد. او تندیس را نماینده «طلوع خورشید راستی» و ساخته شده از «جنس انسانیت» توصیف میکند و بر مفاهیمی چون «حقوق بشر» تأکید دارد. در حالی که فتح صلحآمیز بابل یک رویداد تاریخی است، نمادهایی که او برای نمایش آن ابداع کرده (بهویژه قفل قلبیشکل) ساخته ذهن خود اوست.
چالش صحبت با یک معلم
دانش تاریخی او به طور جدی به چالش کشیده شده است. در ویدیوهایی که از رویارویی یک معلم با گودرزی منتشر شده، به نظر میرسد او قادر به پاسخگویی به پرسشهای ابتدایی تاریخی با استناد به منابع نبوده است. این موضوع باعث شد برخی منتقدان دانش او را سطحی و برگرفته از منابع غیرآکادمیک مانند «پیچهای تلگرام» بدانند. همچنین، گزارشهایی از ادعاهای گزافهگویانه او در طول پیادهروی منتشر شده است، از جمله اینکه هنرش را برتر از میکلآنژ و داوینچی دانسته و وعده ساخت تندیس ۱۰۰ متری رستم را داده است! این ادعاها اعتبار او را به عنوان یک چهره مطلع بیش از پیش تضعیف کرده است.
در دفاع از او، برخی حامیانش معتقدند که او یک هنرمند است، نه یک مورخ یا اندیشمند، و نباید از او انتظار دانش آکادمیک داشت. اما منتقدان این دفاعیه را یک «دوگانگی کاذب» میدانند. آنها استدلال میکنند که گودرزی با نامیدن اثرش «تندیس کوروش کبیر» و آغاز یک سفر زیارتی به سوی آرامگاه واقعی او، بهطور ضمنی ادعای ارتباط با واقعیت تاریخی را مطرح میکند و بنابراین، اثرش باید در معرض نقد تاریخی قرار گیرد.
یک شکست تاریخی، یک موفقیت جامعهشناختی
در نهایت، تندیس کوروش ساخته شهرام گودرزی یک اثر شکستخورده از منظر دقت تاریخی و اصالت هنری-تاریخی است. این تندیس، تصویری از یک قهرمان مدرن با زیباییشناسی غربی است، نه یک پادشاه هخامنشی. با این حال، پدیده اجتماعی که پیرامون آن شکل گرفت، یک موفقیت جامعهشناختی عمیق محسوب میشود. این اثر و حواشی آن به آینهای برای جامعه امروز ایران تبدیل شد که اشتیاق عمیق عمومی برای ارتباط با میراث پیشااسلامی و شکافهای سیاسی و فرهنگی موجود را بازتاب میدهد. محبوبیت تندیس نشان داد که مردم تشنه نسخهای قابل درک و انسانیشده از قهرمانان ملی خود هستند، حتی اگر این نسخه به قیمت از دست رفتن اصالت تاریخی تمام شود.





6 نظر
امید
خب کوروش جنایتکار و مفسد البته از این هم بدترکیب تر بوده . اما همین هم قابل پذیرش هست!
مهدی
من نمیدونم کجا کوروس کچل بوده یا کجا بدون لباس بوده این بیشتر شبیه یه سرباز رومی هست تا کوروش
رامین
چرت نگید ایشون دد حال ساخت و تمام کردن چهره و لباسه و این شایعه ها هیچ سحطی نداره حرمت این شخص خوب و درستکار را حفظ کنید ایشون تحقیق های زیادی راجب کوروش کرده کشک نیست که ۸ سال از عمرش رو داده پاش
کامران
سلام ،به نظر بهترین کار برای احترام به اصالت تاریخ ایران باستان و خود کوروش بزرگ اینه که ،آقای گودرزی این تندیس را ازبین ببرد و یک تندیس از واقعیت تاریخی کوروش بزرگ که نماد واقعی فخر ایرانیان است بسازد،و بر تأیید اشتباه تاریخی خود پافشاری نکند،
البته ایشان فردی هنرمند و قابل احترام است و نباید ذوق هنری ایشان را نادیده گرفت که انصافاً سرمایه ملیست.
کامران
واقعا عجیبه ..این مجسمه ساز اگر میخواد تندیس یک شخص تاریخی رو بسازه .اونم فرد معروفی چون کورش کبیر حداقل یه روز تحقیق میکرد که لباسهای هخامنشی چطوریه .کفش هاشون چطوریه ..چه سنگتراشی منصوب به کورش هست و تصویر کورش رو در تواریخ یونانی چطوری گفتن ..مثلا گفتن ریش نسبتا کوتاه تری نسبت به بقیه پادشاهان هخامنشی داشته ..لباسهای هخامنشی در پاسارگارد و تخت جمشید به وفور بروی سنگها ترسیم شده است و اصلا یه فردنیمه لخت در پادشاهان هخامنشی بروی سنگها کشیده نشده .این از یک نفر که میخواد یه پروژه تاریخی درست کنه واقعا کم کاری یا ساده انگاری هست .هر چی خودش خوشش اومد رو بسازه .مثلا چندین و چند مدل کفش در تخت جمشید کشیده شده یکی از اونا که فاخر تر بود رو برای کورش درست میکرد
تحقیر یا تکریم کوروش بزرگ
وقتی قحت الرجال است افرادی مثل شهرام گودرزی با ساخت مجسمه کاملا تحریف شده کوروش بزرگ، وطن دوستان را به دام می اندازند.