بابک زنجانی مردی که روزگاری به اعدام محکوم شد و در رسانه به او ب. ز می گفتند حالا راه حل رهایی کشور از بن بست را جنگ می داند. او البته مقدمه ای برای صحبت هایش دارد که بسیار تامل برانگیزند. تا چه مقدار می توان صحبت های او را در مورد حکمرانی دولتمردان تایید کرد؟ او در صفحه توییترش نوشت:
«برای حل بحران کشور، بالاخره باید کاری کرد و دست به تغییرات واقعی زد.
همین کنشها و اصلاحات است که میتواند کشور را از بنبست خارج کند.
دشمن زمانی عقبنشینی میکند که ببیند حاکمیت در حال فکر، برنامهریزی و اقدام عملی است، نه گرفتار انفعال و سردرگمی.آنقدر سیستمهای موازیِ رفاقتی ایجاد شده که عملاً هیچکدام حتی توان تصمیمگیری درباره سادهترین موضوعات مانند اینترنت را ندارند و یکدیگر را نیز به رسمیت نمیشناسند؛
شورای عالی فضای مجازی،
شورای امنیت،
سران قوا،
مجمع تشخیص،
شورای نگهبان،
مجلس
ریاستجمهوری و …نه اجازه میدهید عاملان و مقصران آشوب ومعیشت مردم شناسایی و آسیب شناسی و پاسخگو شوند،
نه خودتان مسئولیت ناتوانی را میپذیرید و استعفا میدهید،
نه برنامهای جدی برای حل مشکلات کشور دارید،
نه دغدغهای واقعی برای مردم و اعتراضاتشان نشان میدهید،
و نه اجازه میدهید افراد کاردان و متخصص وارد میدان شوند.در نتیجه، مردم و سرمایهگذاران در بهت و حیرت فرو رفتهاند که چرا کسانی که توانایی اداره امور را نداشتند، مسئولیتهای کلیدی را پذیرفتند؛
چرا کنار نمیروند، و چرا یک تصمیمگیر واحد در کشور وجود نداردو چرا از هم میترسند.تا امروز ثابت شده است که با اعتراض صرف، کشور اصلاح نمیشود.
هشدارها، برنامههای کارشناسی و حتی درد آشکار مردم نیز نادیده گرفته شدهاند.در نهایت، با این رفتارها تنها گزینهای که باقی مانده و عملاً در اختیار دشمن رها شده این پیام خطرناک است که «اصلاح فقط از مسیر جنگ ممکن است»؛
در حالی که تخصص، توان و ظرفیت جوانان این کشور عامدانه نادیده گرفته شده است.»





