نام شهید مصطفی صدرزاده در سالهای اخیر بارها در سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرماندهان جبهه مقاومت و همرزمان شهید شنیده شده است. جوانی که در زمان رحلت امام خمینی (ره) تنها سه سال سن داشت اما سالها بعد به یکی از چهرههای شاخص شهدای مدافع حرم تبدیل شد. رهبر انقلاب در دیدارهای مختلف از او به عنوان یکی از «نقطههای برجسته» و «موتورهای پیشران حرکت کشور» یاد کردهاند و از روحیه جهادی، مسئولیتپذیری و اخلاص او سخن گفتهاند.
شهید مصطفی صدرزاده که در میان رزمندگان فاطمیون با نام جهادی «سید ابراهیم» شناخته میشد، با تلاش فراوان توانست خود را به میدان دفاع از حرم حضرت زینب(س) برساند و سرانجام در روز تاسوعای سال ۱۳۹۴ در سوریه به شهادت رسید.
در ادامه نگاهی کامل به زندگی، فعالیتها، خانواده، نحوه شهادت، وصیتنامه، خاطرات و کتابهای منتشر شده درباره این شهید خواهیم داشت.
مشخصات شهید مصطفی صدرزاده
- نام کامل: سید مصطفی صدرزاده
- نام جهادی: سید ابراهیم
- تاریخ تولد: ۱۹ شهریور ۱۳۶۵
- محل تولد: شوشتر، استان خوزستان
- نام پدر: پاسدار و جانباز دفاع مقدس
- نسبت خانوادگی: مادر ایشان سیده بودند
- محل سکونت دوران نوجوانی: کهنز شهریار
- تحصیلات حوزوی: حوزه علمیه امام جعفر صادق(ع)
- تحصیلات دانشگاهی: رشته ادیان و عرفان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
- همسر: سمیه ابراهیمپور
- فرزندان: فاطمه و محمدعلی
- یگان رزمی: تیپ فاطمیون
- سمت: فرمانده گردان عمار
- لقب: شیر بیشه فاطمیون
- تاریخ شهادت: ۱ آبان ۱۳۹۴
- محل شهادت: حومه حلب سوریه
- عملیات: عملیات محرم
- محل دفن: گلزار شهدای بهشت رضوان شهریار
زندگینامه شهید مصطفی صدرزاده
مصطفی صدرزاده در ۱۹ شهریور سال ۱۳۶۵ در شهر شوشتر استان خوزستان به دنیا آمد. پدرش از پاسداران و جانبازان دوران دفاع مقدس بود و مادرش نیز از سادات محسوب میشد. چند سال پس از تولد مصطفی، خانواده به دلیل حساسیت مادر شهید به آبوهوای خوزستان راهی شمال کشور شدند و در روستای بندپی شرقی منطقه «گلیا» در استان مازندران ساکن شدند.
مصطفی از همان دوران کودکی استعداد قابل توجهی در یادگیری لهجهها داشت. او تنها طی دو ماه توانست لهجه مازندرانی را به خوبی یاد بگیرد. خانواده پس از حدود دو سال زندگی در شمال کشور، به منطقه کهنز شهریار مهاجرت کردند و ادامه زندگی خود را در آنجا سپری کردند.
فعالیتهای فرهنگی و بسیجی
شهید صدرزاده از نوجوانی با مسجد و بسیج آشنا شد. او در ساخت مسجد محله نقش فعالی داشت و چهارشنبههای هر هفته را به حضور در مسجد اختصاص داده بود. یکی از سنتهای زیبایی که در مسجد پایهگذاری کرد، احترام ویژه به بزرگترها، مهربانی با کودکان و دستبوسی کوچکترها نسبت به افراد مسن بود.
او اعتقاد داشت تربیت نسل جوان از مهمترین وظایف فرهنگی است و به همین دلیل مسئولیت پایگاه نوجوانان مسجد امیرالمؤمنین(ع) را برعهده داشت. بسیاری از نوجوانان و جوانان محله از تربیت و هدایت فرهنگی او بهرهمند شدند.
تحصیلات حوزوی و دانشگاهی
مصطفی صدرزاده پیش از دریافت دیپلم به تحصیل علوم دینی علاقهمند شد. او در سال ۱۳۸۷ وارد حوزه علمیه شد و حدود چهار سال در حوزه علمیه امام جعفر صادق(ع) تهران به تحصیل پرداخت. پس از آن نیز در رشته ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز ادامه تحصیل داد.
ازدواج و زندگی خانوادگی
شهید صدرزاده در ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ با دختر یکی از همسایههای خود عقد کرد. بعدها متوجه شد که همسرش خواهر یکی از دوستان نزدیک اوست. مراسم ازدواج آنها نیز در ۱۹ شهریور همان سال، همزمان با سالروز تولد مصطفی برگزار شد.
ثمره این ازدواج دو فرزند به نامهای فاطمه و محمدعلی بود. همسر شهید، خانم سمیه ابراهیمپور، پیش از ازدواج طلبه بود و مسئولیت پایگاه بسیج خواهران مسجد امیرالمؤمنین(ع) را برعهده داشت. جالب اینکه پیش از ازدواج، هر دو در یک مسجد فعالیت میکردند اما شناختی از یکدیگر نداشتند.
ورود به سوریه و پیوستن به فاطمیون
از تابستان سال ۱۳۹۲ مصطفی صدرزاده بارها برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) راهی سوریه شد. او در نخستین اعزام خود حتی به عنوان آشپز یک گروه فعالیت کرد تا بتواند در جبهه حضور داشته باشد.
در ادامه مسیر، علاقه شدید او به حضور در میدان نبرد باعث شد تصمیمی متفاوت بگیرد. پس از آشنایی با شهید ابوحامد، فرمانده فاطمیون، متوجه شد که امکان حضورش در قالب نیروهای فاطمیون وجود ندارد. همین موضوع سبب شد تصمیم بگیرد با هویتی افغانستانی وارد این یگان شود.
مصطفی در کمتر از دو ماه لهجه افغانستانی را آموخت، ظاهر خود را تغییر داد و به مشهد رفت تا به عنوان یک رزمنده افغانستانی ثبتنام کند. البته در ابتدا لهجهای که یاد گرفته بود با لهجه رایج شیعیان افغانستان تفاوت داشت و همین موضوع موجب سوءظن برخی نیروها شد، اما با حضور ابوحامد و تأیید او، مسیر حضور مصطفی در فاطمیون هموار شد.
او بعدها به فرماندهی گردان عمار تیپ فاطمیون رسید و به دلیل شجاعت و رشادتهایش در میدان نبرد به لقب «شیر بیشه فاطمیون» مشهور شد.
روایت سردار شهید قاسم سلیمانی از مصطفی صدرزاده
شهید قاسم سلیمانی در جمع رزمندگان فاطمیون خاطرهای شنیدنی از نخستین آشنایی خود با مصطفی صدرزاده نقل کرده است. سردار سلیمانی میگوید در منطقه دیرالعدس صدای مردانه و محکمی از پشت بیسیم شنید که متعلق به «سید ابراهیم» بود. او تصور میکرد صاحب این صدا فردی تنومند و درشتهیکل است، اما هنگامی که مصطفی را دید، با جوانی باریکاندام و خوشچهره روبهرو شد.
سردار سلیمانی درباره او گفته بود: «من واقعاً عاشقش شدم.» وی همچنین از هوشمندی مصطفی در ورود به فاطمیون تمجید کرد و گفت او برای رسیدن به جبهه مقاومت، خود را به عنوان یک افغانستانی معرفی کرده بود تا بتواند در میدان حضور پیدا کند.
نحوه شهادت شهید مصطفی صدرزاده
مصطفی صدرزاده بارها به دوستانش گفته بود که با یک گلوله به شهادت خواهد رسید. حتی زمان تقریبی شهادت خود را نیز پیشبینی کرده بود. سرانجام در ظهر روز تاسوعای حسینی، اول آبان ۱۳۹۴، در عملیات محرم و در حومه شهر حلب سوریه، هدف گلوله تکتیرانداز نیروهای داعش قرار گرفت و به شهادت رسید.
پدر شهید درباره این موضوع گفته است که مصطفی دقیقاً همانگونه که آرزو داشت، در روز تاسوعا و با یک گلوله به شهادت رسید.
نذر حضرت ابوالفضل(ع) و روایت مادر شهید
یکی از مشهورترین خاطرات زندگی شهید صدرزاده را مادر او در دیدار با رهبر معظم انقلاب بیان کرد. وی گفت زمانی که مصطفی حدود سه سال سن داشت، در روز تاسوعا بر اثر تصادف موتور سیکلت به شدت مجروح شد و به خانواده خبر دادند که او جان خود را از دست داده است.
مادر شهید در همان لحظه رو به کتیبههای حضرت ابوالفضل(ع) کرد و گفت: «یا ابوالفضل، این فرزند را نذر شما کردم؛ نگهش دارید تا سرباز شما باشد.» مصطفی از آن حادثه جان سالم به در برد و سالها بعد دقیقاً در روز تاسوعا و دقایقی پیش از اذان ظهر به شهادت رسید.
محل دفن شهید مصطفی صدرزاده
پیکر مطهر شهید مصطفی صدرزاده پس از انتقال به ایران در گلزار شهدای بهشت رضوان شهر شهریار به خاک سپرده شد. مزار این شهید مدافع حرم امروز یکی از مکانهای زیارتی علاقهمندان به فرهنگ ایثار و شهادت به شمار میرود.
توصیهها و سخنان شهید مصطفی صدرزاده
شهید صدرزاده همواره بر خودسازی، تبعیت از ولایت فقیه و فعالیت فرهنگی تأکید داشت. او معتقد بود مهمترین مبارزه برای فعالان فرهنگی، مبارزه با نفس است و زمانی که فعالیتهای فرهنگی گسترش پیدا میکند، شیطان بیش از گذشته به سراغ انسان میآید.
وی همچنین توصیه میکرد جوانان با خانواده شهدا ارتباط داشته باشند، زندگینامه شهدا را مطالعه کنند، روحیه شهادتطلبی را در خود تقویت نمایند، سخنان رهبر انقلاب را با دقت دنبال کنند و نسبت به دعای ندبه، هیئتهای مذهبی و خودسازی اهتمام داشته باشند.
خاطره پاترول سفید شهید
یکی از خاطرات جالب زندگی شهید به خودروی پاترول سفید او مربوط میشود. بسیاری از اطرافیان معتقد بودند این خودرو قدیمی است و هزینه نگهداری بالایی دارد، اما مصطفی نگاه دیگری داشت.
او میگفت این خودرو بارها به کمک مردم آمده است؛ از بیرون کشیدن خودروهای گرفتار در جوی آب گرفته تا بکسل کردن خودروی همسایه در مسیر شمال به مدت حدود ۹۰ کیلومتر. مصطفی معتقد بود خدا این وسیله را در اختیارش قرار داده تا بتواند به دیگران خدمت کند.
کتابهای منتشر شده درباره شهید مصطفی صدرزاده
درباره زندگی و شخصیت شهید مصطفی صدرزاده کتابهای متعددی منتشر شده است که هر یک بخشی از زندگی و خاطرات او را روایت میکنند.
- قرار بیقرار: نوشته فاطمه سادات افقه؛ روایت خاطرات دوستان و آشنایان شهید.
- در مکتب مصطفی: نوشته جمال یزدانی؛ بررسی سیره تربیتی شهید صدرزاده.
- اسم تو مصطفاست: نوشته راضیه تجار؛ روایت زندگی شهید از زبان همسرش.
- سرباز روز نهم: نوشته نعیمه منتظری؛ روایت زندگی و زمانه شهید.
- سید ابراهیم: نوشته مهدی گودرزی؛ مجموعهای از داستانها و خاطرات کوتاه درباره شهید.
- مرتضی و مصطفی: روایت شهید مرتضی عطایی از دوستی و همرزمی با مصطفی صدرزاده.
وصیتنامه شهید مصطفی صدرزاده
بسم رب الشهداء و الصدیقین
خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست. سپاس خدایی را که ما را انسان آفرید و در سرزمین مقدس ایران قرار داد. شکرگزارم که محبت شهدا، امام شهدا و ولایت را در دل ما قرار دادی.
از همه دوستان و آشنایان میخواهم به فرامین مقام معظم رهبری عمل کنند و از مسیر ولایت جدا نشوند. از پدر، مادر و خانوادهام میخواهم برای من بیتابی نکنند و اشکهای خود را نثار امام حسین(ع) و اهل بیت کنند.
از پدر و مادرم به خاطر همه زحماتشان تشکر میکنم و طلب بخشش دارم. از همسر عزیزم میخواهم مرا ببخشد و فرزندانمان را در مسیر ولایت و ارزشهای اسلامی تربیت کند.
از مردم عزیز ایران میخواهم قدر خون شهدا را بدانند. از همه کسانی که حقی بر گردن من دارند حلالیت میطلبم. برادران و خواهران عزیز، خودسازی، حفظ ارزشهای دینی و مقابله با تهاجم فرهنگی را فراموش نکنید.
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کندبیبی زینب(س)، دیگر اجازه نخواهیم داد به شما و خاندان اهل بیت بیاحترامی شود. مرا نیز در زمره سربازان خود بپذیرید.
و منالله توفیق
مصطفی صدرزاده
۴ مرداد ۱۳۹۲
شهید مصطفی صدرزاده یکی از شاخصترین شهدای مدافع حرم به شمار میرود؛ جوانی که از فعالیتهای فرهنگی در مسجد محله آغاز کرد، در حوزه و دانشگاه به تحصیل پرداخت، زندگی خانوادگی موفقی تشکیل داد و در نهایت با اخلاص و مجاهدت به فرماندهی گردان عمار فاطمیون رسید. او با نام «سید ابراهیم» در جبهه مقاومت شناخته میشد و به دلیل شجاعت، اخلاص، روحیه خدمترسانی و تبعیت از ولایت، به الگویی برای نسل جوان تبدیل شد. یادکردهای مکرر رهبر انقلاب و تمجید شهید قاسم سلیمانی از او نشان میدهد که مصطفی صدرزاده تنها یک رزمنده نبود، بلکه نمادی از ایمان، مسئولیتپذیری و مجاهدت در عصر حاضر به شمار میآید.









